زندگی آفرینی در مرگ اندیشی مولانا و ملاصدرا / ضرورت مرگ از نگاه مولانا / گذری باشکوه به سوی کمال هستی

  به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایبنا در مقدمه گفت و گوی خود با مهدی پرپینچی مولوی پژوه قزوینی نوشته است: «اندیشه‌های مولوی همواره به عنوان منبعی بی‌بدیل از حکمت و معرفت شناخته شده است؛ خصیصه‌ای که شاید در میان شاعران جهان نظیر نداشته باشد. در مصاحبه با مهدی پرپینچی مولوی‌ پژوه قزوینی موضوع «مرگ» را سوژه‌ اصلی قرار داده‌ایم تا از دریچه‌ نگاهِ عمیق و حکمت‌آمیز مولوی، به واکاوی این پدیده بپردازیم. از این مولوی پژوه دو کتاب «مبارزه با نقس از زبان مولوی» و «مرگ از نگاه مولوی» منتشر شده است.» مهدی پرپینچی در این گفت و گو به تبیین عمیق، روان‌شناختی و عرفانی پدیده «مرگ‌انتخابی و اجباری» از منظر مولانا پرداخته و پیوند دیالکتیکی میان مرگ و زندگی را واکاوی می‌کند. در پارادایم مولوی، شناخت زندگی بدون درک مرگ ناممکن است. متن ابتدا با نقل اسطوره‌شناختی خلقت انسان بر اساس تفاسیر کهن، چرایی انتخاب عزرائیل به عنوان قابض‌الارواح و سازوکار بیماری‌ها به عنوان اسباب و علائم هشداردهنده را تشریح کرده و سپس به فلسفه ضرورت مرگ می‌پردازد؛ ضرورتی که نبود آن، جهان را به رنج‌کده‌ای بی‌ارزش، متوقف و عاری از عدالت تبدیل می‌کرد. برخلاف تصور عمومی، مرگ‌اندیشی صدرایی و مولوی منجر به رخوت و افسردگی نمی‌شود، بلکه پویایی‌آفرین است. مولانا با مهندسی دقیق مفهوم «غفلت»، آن را به دو بخش ممدوح (فراموشیِ لازم برای بقای انگیزه حیات و مهار فرسودگی داغ‌ها) و مذموم (بطالت و فراموشی افراطی معاد) تقسیم می‌کند. تفاوت در مواجهه با مرگ، ناشی از هویت و آگاهی انسان‌هاست؛ هراس از مرگ، در واقع فرار انسان از باطن زشت خویشتن است که در آینه مرگ منعکس می‌شود. متن با مرزبندی قاطع میان استقبال عرفانی از مرگ (بازگشت اختیاری به اصل و نیستان حیات با بال عشق و بصیرت) و مرگ‌طلبی پوچ‌گرایان (خودکشی ناشی از ناتوانی در حل مشکلات)، راه درمان نیهلیسم را ایمان و مثبت‌ندیشی می‌داند. در نهایت، با ترسیم جهان آخرت به عنوان «سرای بقا و جاودانگی مبرّا از تضاد»، شهادت به عنوان ارزشمندترین فرجام و رهایی روح (مجنون) از چنگال جسم (تن) معرفی می‌شود.

۸ خرداد ۱۴۰۵ – ۱۹:۰۰
زندگی آفرینی در مرگ اندیشی مولانا و ملاصدرا / ضرورت مرگ از نگاه مولانا / گذری باشکوه به سوی کمال هستی

  به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، ایبنا در مقدمه گفت و گوی خود با مهدی پرپینچی مولوی پژوه قزوینی نوشته است: «اندیشه‌های مولوی همواره به عنوان منبعی بی‌بدیل از حکمت و معرفت شناخته شده است؛ خصیصه‌ای که شاید در میان شاعران جهان نظیر نداشته باشد. در مصاحبه با مهدی پرپینچی مولوی‌ پژوه قزوینی موضوع «مرگ» را سوژه‌ اصلی قرار داده‌ایم تا از دریچه‌ نگاهِ عمیق و حکمت‌آمیز مولوی، به واکاوی این پدیده بپردازیم. از این مولوی پژوه دو کتاب «مبارزه با نقس از زبان مولوی» و «مرگ از نگاه مولوی» منتشر شده است.» مهدی پرپینچی در این گفت و گو به تبیین عمیق، روان‌شناختی و عرفانی پدیده «مرگ‌انتخابی و اجباری» از منظر مولانا پرداخته و پیوند دیالکتیکی میان مرگ و زندگی را واکاوی می‌کند. در پارادایم مولوی، شناخت زندگی بدون درک مرگ ناممکن است. متن ابتدا با نقل اسطوره‌شناختی خلقت انسان بر اساس تفاسیر کهن، چرایی انتخاب عزرائیل به عنوان قابض‌الارواح و سازوکار بیموع مرگ نزد فضلا است. اگر موافقید در پایان به تشریح نگاه مولانا در این مورد بپردازید.

در نظر مولوی عاشقان و پاکبازان الهی، زمانی که سوگند عاشقی یاد می‌کنند، قدم در راه عشق و عاشقی نهاده و با جهاد خویش، هر آنچه را که مانع رسیدن به معشوق است، از سر راه برمی‌دارند و در این مسیر مطیع خواسته اویند و از چیزی پروا ندارند و در عشق شعله‌ور خویش جان می‌سپارند. مولوی عشق را باعث جنگجویی شهیدان بیان کرده و سعادت را نصیب کسی دانسته که چنین عشقی باعث جانبازی و شهادتش می‌شود. او در ابیاتی از دفتر چهارم، جان را به مجنون و تن را به شمشیر تشبیه کرده و دلیل واجب شدن جهاد را بر مومنان این دانسته که شمشیر (جسم) را از دست مجنون (روح و جان) بستاند و جان را از چنگال تن برهاند.

216216

منبع  : خبر آنلاین

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *