دسته دین‌واندیشه

مواجهه با دیگری

لویناس از اینجا شروع می‌کند که به نظر من عشق به فلسفه، عشقِ به دانایی نیست، داناییِ ناشی از عشق است و بنابراین گویا این مضاف و مضاف‌الیه را به تعبیری جای‌شان را عوض می‌کند و می‌گوید که من معتقدم که ما نباید در فلسفه به دنبال عشقِ به دانایی باشیم، به دنبالِ داناییِ ناشی از عشق باید باشیم.

پروژه ترجمه به ما کمک کرد تا پرسش را عوض کنیم

فواد حبیبی گفت:‌پروژه ترجمه در ایران خیلی موفق است. راجع به جوامع دیگر داده‌های جامعه‌شناختی مفصلی ندارم که مثلا ایران را با ترکیه و هند و پاکستان مقایسه کنم، اما تا جایی که اطلاع دارم، فکر می‌کنم در جامعه ایران ترجمه، انبوهی از سوژه‌هایی را پدید آورد که در عین حال که مسائل را در یک سطح اندیشه‌ای جدی می‌خوانند و می‌فهمند، تا اینجا پیش آمدند که صرفا خواننده و مخاطب صرف نماندند و هر یک سعی کردند پروژه‌های خاص‌تر و خردتری را پیش ببرند.

علی شریعتی همه مقدسات را زمینی کرد

سروش با تفکیک اسلام جهادی شریعتی از اسلام غیرجهادی کربنی-نصری، علت پیوندش با شریعتی را اگزیستانسیالیست بودن او می‌داند و معتقد است: «شریعتی جهاتی را کشف کرد، رو آورد و یادآوری کرد که من همچنان خودم را وامدار او می‌دانم... [او] مقدسات را زمینی کرد. امام علی(ع) و امام حسین(ع) را زمینی و تاریخی و نه فراانسانی کرد... اینها در کار مطهری نبود... شریعتی راه متفاوتی را رفت که به نظرم فتح باب بزرگی بود؛ دست‌کم برای من.»

مرجعیت شیعه: از نهاد تا گروه منزلتی

کتاب با شناسایی سه وجه «قدرت و نفوذ اجتماعی»، «ثروت و وضعیت مالی» و «منزلت اجتماعی» مرجعیت، به مطالعۀ سازمان درونی روحانیت، نفوذ مرجعیت در متن جامعه، توانایی بسیج مردم، رابطه با احزاب و سازمان‌های سیاسی، مناسبات مرجعیت با حکومت، منابع مالی و منشأ ثروت، کارآمدی در پاسخ به نیازها و مطالبات مردم در عرصۀ سیاست و مسائل زنان پرداخته است.

ایمان پس از تجربه رنج

زهرا حاجی شاه‌کرم گفت: . ابن‌سینا و علامه طباطبایی معتقدند که جنگ نمی‌تواند غایت سعادت انسان‌های باورمند را از میان ببرد. ایمان دینی، باورهای معقول و تجربه‌های انسانی مهم‌ترین بنیان‌های غایت به شمار می‌آیند. ممکن است درد و رنج سبب وقفه‌ای در تداوم حیات دینی انسان‌ها شود، اما نمی‌تواند موجب انقطاع مسیر سیر انسان به سوی غایت و سعادت شود.

آموزش برای دموکراسی، آموزش برای اقتصاد

به‌گفته مرشدی‌زاد: «از دیدگاه برخی مقامات، علوم انسانی مدرن ماهیتی اومانیستی و سکولار دارد که ممکن است با مبانی خاص نظام‌های سیاسی هم‌خوانی نداشته باشد. نگاه نقادانه برخی رشته‌های علوم انسانی و همچنین اجتماعی موجب نگاه بدبینانه حاکمیت به علوم انسانی، هنر و علوم اجتماعی شده است.»