دسته دین‌واندیشه

محمدرضا حکیمی؛ آن‌گونه که زیست، آن‌گونه که خواست

برادر استاد حکیمی نوشت: او عمر خویش را برای گردآوردن مال و ساختن نام و نشان صرف نکرد. قلم زد، کتاب نوشت، نسل‌هایی را به اندیشیدن فراخواند، از عدالت گفت و بر سر عدالت پای فشرد؛ اما از آنچه برای دیگران می‌خواست، برای خود چیزی نخواست. 

میان «دانستن» و «چگونه زیستن» فاصله‌ای وجود دارد

شریفی گفت:‌ حکمت عملی ابن‌سینا می‌تواند ما را متوجه این مسئله کند که میان «دانستن» و «چگونه زیستن» فاصله‌ای وجود دارد و فلسفه باید بتواند این فاصله را پر کند. در حوزه فردی، این مسئله به اخلاق و تزکیه نفس مربوط می‌شود؛ در خانواده، به تدبیر منزل؛ و در جامعه، به سیاست مدن. اگر این سه حوزه از یکدیگر جدا شوند، نظام حکمت عملی ناقص می‌شود.

آمیختگی طبابت با مسائل انسانی، اجتماعی، معرفتی و فناورانه

«فلسفه پزشکی؛ سیر تحول، مسائل و چشم‌اندازها» پزشکی را نه صرفاً دانشی زیستی و فنی، بلکه عرصه‌ای چندلایه می‌فهمد که با مسائل انسانی، اجتماعی، معرفتی و فناورانه درآمیخته است. از این رو، کتاب می‌تواند زمینه‌ای برای فهم منسجم‌تر تاریخ پزشکی مدرن، بحران‌های نظام سلامت، مفهوم سلامت و بیماری، قضاوت بالینی و جایگاه فناوری در مراقبت فراهم آورد.

در جست‌وجوی چرا

کتاب «کودکان می‌توانند بیندیشند» نوشته ران گیلمور، با ترجمه روح‌الله کریمی و زهرا حیدری، فلسفه را به جایی می‌برد که شاید بیش از هر جای دیگری به آن نیاز داریم: کلاس درس؛ جایی که کودک می‌تواند به‌جای حفظ کردن پاسخ‌ها، درباره پرسش‌هایی فکر کند که خیلی وقت‌ها بزرگسالان نیز از کنارشان عبور می‌کنند.

ایمان، شک، گفت‌وگو و بازاندیشی

کتاب که به یکی از مهم‌ترین منازعات فلسفه دین معاصر اختصاص یافته، مسئله‌ای کاملاً زیسته را در عصر تنوع فرهنگی پلورالیسم دینی و جهانی شدن ارتباطات با دقتی فلسفی بررسی کرده، مواجهه با تنوع باورهای دینی را نه امری استثنایی که تجربه‌ای روزمره و فراگیر می‌داند.

درسی برای زندگی

زندگی امام رضا (ع) الگویی کامل از ترکیب تقوا، علم، سیاست، مبارزه‌ی نرم، صبر، مدارا و بهره‌گیری هوشمندانه از فرصت‌ها در سخت‌ترین شرایط تاریخی است.برهمین اساس  رهبر معظم انقلاب فرمودند: «زندگی علی بن موسی الرضا برای ما درس است. از زندگی او باید درس بگیریم».

کیفرخواست مستدل علیه مأمون

مصطفی گوهری فخرآباد در این نوشتار، ضمن واکاویِ اثرِ علامه سید حسن صدر، به بررسیِ ساحت‌های پنهانِ سیاستِ مأمون در مواجهه با جایگاه امام رضا (ع) می‌پردازد. این پژوهش با گذار از روایت‌های رسمی و واکاویِ تناقض‌های تاریخی، با تکیه بر شواهدِ روایی و تحلیلِ راهبردهای «مشروعیت‌سازیِ ابزاری»، باور خیانت سیاسی و حذفِ فیزیکی ایشان را به مثابه یک رویکردِ آگاهانه و ساختارمند در حکمرانیِ مأمون تبیین و مستند می‌کند.