اندرو تاک، سردبیر مجله «موناکل»، در یادداشتی با بررسی تأثیر روزافزون هوش مصنوعی بر روزنامهنگاری تأکید میکند که این فناوری نمیتواند جای روزنامهنگاران حرفهای را بگیرد؛ اما در دورانی که تولید محتوا آسانتر از همیشه شده است، خبرنگاران و نویسندگان بیش از گذشته باید اصالت، خلاقیت و ارزش کار خود را به مخاطبان ثابت کنند.
جولیا دونالدسون، نویسنده مشهور کتابهای کودک از جمله گروفالو، مرد چوبی و اتاقی روی جارو، با فروش ۱۹.۳ میلیون نسخه کتاب از ابتدای دهه ۲۰۲۰ تاکنون، عنوان پرفروشترین نویسنده بریتانیا در این دهه را از نظر تعداد نسخههای فروختهشده و ارزش فروش به دست آورد.
امروز دیگر پرسش این نیست که «آیا هوش مصنوعی میتواند مانند انسان بنویسد؟» بلکه پرسش دشوارتر این است که آیا هنوز میتوان با اطمینان گفت این متن را انسان نوشته است؟
پیشرفت هوش مصنوعی، این بار به یکی از حساسترین عرصههای فرهنگ یعنی ترجمه ادبی رسیده است. استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در ترجمه شاهکارهای ادبی، از جمله آثار مارسل پروست، موافقان و مخالفان بسیاری دارد؛ برخی آن را دستیار مترجم میدانند و برخی دیگر معتقدند هیچ الگوریتمی قادر به انتقال ظرافت، موسیقی و جان ادبیات نیست.
بیش از یک قرن است که کارآگاه باهوش و عجیب خیابان بیکر با کلاهشکاری و پیپ معروفش، ذهن هنرمندان را به خود مشغول کرده است. از بازآفرینیهای وفادارانه کلاسیک تا نسخههای مدرن امروزی، بازیگران متعددی تلاش کردهاند تا روح تازهای به کالبد شرلوک هلمز، این مخلوق بیهمتای سر آرتور کانن دویل بدمند؛ کارآگاهی که قاب تلویزیون او را به خانههای میلیونها بیننده در سراسر جهان برد.
نتایج یک پژوهش جدید در آمریکا نشان میدهد برخلاف تصور رایج و انتقادهایی که به استفاده از هوش مصنوعی در تولید کتابهای صوتی وارد میشود، بسیاری از شنوندگان پس از شنیدن نمونههای مختلف، نسخههای روایتشده با هوش مصنوعی را جذابتر، باکیفیتتر و تأثیرگذارتر از نسخههای اجراشده توسط گویندگان انسانی ارزیابی کردهاند.
پژوهشگران بر این باورند که علاقهمند کردن کودکان به مطالعه از مسیر موضوعات محبوبشان، مانند فوتبال، مانگا یا زندگینامه ورزشکاران، بسیار مؤثرتر از تحمیل کتابهای بهاصطلاح جدی است. به گفته آنان، مهمترین گام برای پرورش یک کتابخوان، ایجاد لذت و عادت مطالعه است، نه تعیین اینکه چه متنی ارزشمندتر است.
خواب در جهان داستانی آلبر کامو نه پناهگاهی برای فرار از واقعیت، که آستانه مواجهه عریان با پوچی است؛ جایی که انسان درست در اوج خستگی و تنهایی، با حقیقت تلخ اما رهاییبخش هستی بیدار میشود.