در رمان جدید بلقیس سلیمانی، عمارت ملکخانی به صحنه نبردی زنانه بدل میشود که در آن عشق رخت بربسته و جای خود را به تیغ انتقام و زهر خیانت داده است؛ اثری که لایههای پنهان تاریخ اجتماعی را بازخوانی میکند.
ویراست جدید «شاهنامه فردوسی»؛ به تحریر عربی فتح بن علی بنداری اصفهانی با ترجمه استاد عبدالمحمد آیتی از سوی انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی منتشر شد.
مهری بهفر در روایتی آمیخته به اندوه و احترام، از روزهای پرالتهاب رفتن استاد جلال خالقیمطلق و خاطرهٔ گفتوگوی بازیگوشانه با ایشان دربارهٔ «رستم و اسفندیار» میگوید. این یادداشت ضمن تبیین جایگاه بیبدیل تصحیح خالقیمطلق در تاریخ ادب پارسی، به بررسی میراث ماندگاری میپردازد که فراتر از یک تصحیح ساده، عمق و غنای تازهای به جهان شاهنامهشناسی بخشید و نام استاد را با جان حماسهٔ ملی ایران پیوند زد.
رئیس بنیاد ایرانشناسی نوشت: حکیم فردوسی، وجدان بیدار ایران و نگهبان خاموش اما استوار هویتی است که از پس قرنها فراز و فرود، همچنان زنده و الهامبخش باقی مانده است.
مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول ورن اکنون در عصر ما میزیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف میکرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد.
امید مجد، مولف «شاهنامه آسان» شامل بازنویسی تمام شاهنامه به گونه مختصر و ساده گفت: رستم نماد میهنپرستی ایرانیان و حضور همیشگی در راه آزادی کشور است.
مهدی محبتی: در تاریخ ادبیات فارسی شاعران بزرگی حضور داشتهاند که هر کدام سهمی جدی در شکلگیری زبان و فرهنگ ایرانی داشتهاند. رودکی، عنصری، فرخی، منوچهری و بسیاری دیگر هر یک در جای خود اهمیت دارند؛ اما تفاوت فردوسی در پایداری اوست. کمتر شاعری را میتوان یافت که بیش از سه دهه بر یک موضوع، آن هم در یک قالب مشخص شعری، متمرکز بماند. فردوسی نهتنها زمان، بلکه تمام جان و روان خود را صرف شاهنامه کرد.
«از صبا تا نیما»، یکی از شاخصترین آثار حوزه تاریخ ادبیات معاصر ایران، در نشستی با میزبانی کتابخانه ملی ایران نقد و بررسی میشود.