دسته ادبیات

خورشیدی در جان کلمات: بدرود استاد شاهنامه‌شناسان در روزهای غریب ایران

مهری بهفر در روایتی آمیخته به اندوه و احترام، از روزهای پرالتهاب رفتن استاد جلال خالقی‌مطلق و خاطرهٔ گفت‌وگوی بازیگوشانه با ایشان دربارهٔ «رستم و اسفندیار» می‌گوید. این یادداشت ضمن تبیین جایگاه بی‌بدیل تصحیح خالقی‌مطلق در تاریخ ادب پارسی، به بررسی میراث ماندگاری می‌پردازد که فراتر از یک تصحیح ساده، عمق و غنای تازه‌ای به جهان شاهنامه‌شناسی بخشید و نام استاد را با جان حماسهٔ ملی ایران پیوند زد.

ژول ورن اگر بود جهان صد سال دیگر ما را چگونه توصیف می‌کرد؟

مهدی بهنوش، مترجم کتاب «پاریس در قرن بیستم» گفت: اگر ژول‌ ورن اکنون در عصر ما می‌زیست جهان صدسال دیگر را جهانی بسیار پیشرفته اما تهی از صمیمیت و عشق توصیف می‌کرد؛ جهانی که در آن انسان کرات دیگر را تسخیر کرده اما در ابراز محبت ناتوان است و ادبیات جایی در زندگی او ندارد.

فردوسی؛ الگو یا عبرت برای روشنفکر معاصر؟

مهدی محبتی: در تاریخ ادبیات فارسی شاعران بزرگی حضور داشته‌اند که هر کدام سهمی جدی در شکل‌گیری زبان و فرهنگ ایرانی داشته‌اند. رودکی، عنصری، فرخی، منوچهری و بسیاری دیگر هر یک در جای خود اهمیت دارند؛ اما تفاوت فردوسی در پایداری اوست. کمتر شاعری را می‌توان یافت که بیش از سه دهه بر یک موضوع، آن هم در یک قالب مشخص شعری، متمرکز بماند. فردوسی نه‌تنها زمان، بلکه تمام جان و روان خود را صرف شاهنامه کرد.