خورشیدی در جان کلمات: بدرود استاد شاهنامهشناسان در روزهای غریب ایران
مهری بهفر در روایتی آمیخته به اندوه و احترام، از روزهای پرالتهاب رفتن استاد جلال خالقیمطلق و خاطرهٔ گفتوگوی بازیگوشانه با ایشان دربارهٔ «رستم و اسفندیار» میگوید. این یادداشت ضمن تبیین جایگاه بیبدیل تصحیح خالقیمطلق در تاریخ ادب پارسی، به بررسی میراث ماندگاری میپردازد که فراتر از یک تصحیح ساده، عمق و غنای تازهای به جهان شاهنامهشناسی بخشید و نام استاد را با جان حماسهٔ ملی ایران پیوند زد.
خورشیدی در جان کلمات: بدرود استاد شاهنامهشناسان در روزهای غریب ایران
مهری بهفر در روایتی آمیخته به اندوه و احترام، از روزهای پرالتهاب رفتن استاد جلال خالقیمطلق و خاطرهٔ گفتوگوی بازیگوشانه با ایشان دربارهٔ «رستم و اسفندیار» میگوید. این یادداشت ضمن تبیین جایگاه بیبدیل تصحیح خالقیمطلق در تاریخ ادب پارسی، به بررسی میراث ماندگاری میپردازد که فراتر از یک تصحیح ساده، عمق و غنای تازهای به جهان شاهنامهشناسی بخشید و نام استاد را با جان حماسهٔ ملی ایران پیوند زد.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مهری بهفر در یادداشت خود در سوگ جلال خالقیمطلق نوشت: «ز خورشید وز باد وز آب و خاک/ نگردد تبه نام و گفتار پاک»