۳۷ روز از عروسی‌اش می‌گذشت که شهید شد

«ماشین‌ها پشت سرهم می‌ایستند. داماد را پیاده می‌کنند تا به رسم معمول، دست و بدنی تکان دهد؛ اما او خاطره‌ای به‌یادماندنی رقم می‌زند و شروع می‌کند از علی‌اکبر امام حسین(ع) خواندن و بر سینه می‌زند. همه هم او را همراهی می‌کنند. زندگی شهدا این‌گونه است؛ یاد اهل‌بیت را به همه‌چیز ترجیح می‌دهند و چه آغازی می‌شود این زندگی…!»

عبدالمجید کریمیان از پسر شهیدش می‌گوید

«ماشین‌ها پشت سرهم می‌ایستند. داماد را پیاده می‌کنند تا به رسم معمول، دست و بدنی تکان دهد؛ اما او خاطره‌ای به‌یادماندنی رقم می‌زند و شروع می‌کند از علی‌اکبر امام حسین(ع) خواندن و بر سینه می‌زند. همه هم او را همراهی می‌کنند. زندگی شهدا این‌گونه است؛ یاد اهل‌بیت را به همه‌چیز ترجیح می‌دهند و چه آغازی می‌شود این زندگی…!»

۳۷ روز از عروسی‌اش می‌گذشت که شهید شد

به گزارش اصفهان زیبا؛ «ماشین‌ها پشت سرهم می‌ایستند. داماد را پیاده می‌کنند تا به رسم معمول، دست و بدنی تکان دهد؛ اما او خاطره‌ای به‌یادماندنی رقم می‌زند و شروع می‌کند از علی‌اکبر امام حسین(ع) خواندن و بر سینه می‌زند. همه هم او را همراهی می‌کنند. زندگی شهدا این‌گونه است؛ یاد اهل‌بیت را به همه‌چیز ترجیح می‌دهند و چه آغازی می‌شود این زندگی…!»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *