عبدالمجید کریمیان از پسر شهیدش میگوید
«ماشینها پشت سرهم میایستند. داماد را پیاده میکنند تا به رسم معمول، دست و بدنی تکان دهد؛ اما او خاطرهای بهیادماندنی رقم میزند و شروع میکند از علیاکبر امام حسین(ع) خواندن و بر سینه میزند. همه هم او را همراهی میکنند. زندگی شهدا اینگونه است؛ یاد اهلبیت را به همهچیز ترجیح میدهند و چه آغازی میشود این زندگی…!»
به گزارش اصفهان زیبا؛ «ماشینها پشت سرهم میایستند. داماد را پیاده میکنند تا به رسم معمول، دست و بدنی تکان دهد؛ اما او خاطرهای بهیادماندنی رقم میزند و شروع میکند از علیاکبر امام حسین(ع) خواندن و بر سینه میزند. همه هم او را همراهی میکنند. زندگی شهدا اینگونه است؛ یاد اهلبیت را به همهچیز ترجیح میدهند و چه آغازی میشود این زندگی…!»
