درس‌هایی درباره‌ مرگ

نوربرت الیاس کتاب «تنهایی دم مرگ» را هشت سال پیش از مرگش و در هشتاد و پنج سالگی نوشت. او یکی از معدود متفکرانی بود که به لطف عمر طولانی‌اش توانست بسیاری از وقایع و فجایع «قرن طولانی بیست» را از سر بگذراند و در آستانه‌ صدسالگی از دنیا برود. دلایل و توجیهات گوناگونی را می‌توان برای نوشته شدن چنین کتابی درباب مرگ برشمرد. اول اینکه جامعه‌شناس آلمانی در غروب زندگی خود به سر می‌بُرد و احتمالاً در این دوران شخصاً احساس تنهایی دم مرگ را تجربه می‌کرد، دوم آن‌که الیاس در طول فعالیت نظری خود مقولات متعددی را از منظر جامعه‌شناسی بررسی کرده بود اما جای تحلیل مسئله‌ای مهم مانند مرگ در کارنامه‌ پربار او به شدت خالی به نظر می‌رسید. در نهایت اینکه او روشنفکری بود که از نزدیک با بسیاری از جنگ‌ها و بلاهای مرگ‌بار زمانه‌ خود مواجه شده بود و از همین رو مرگ برای او، همانند بسیاری از معاصرانش، مفهومی اساسی و حیاتی به شمار می‌رفت.

نوربرت الیاس کتاب «تنهایی دم مرگ» را هشت سال پیش از مرگش و در هشتاد و پنج سالگی نوشت. او یکی از معدود متفکرانی بود که به لطف عمر طولانی‌اش توانست بسیاری از وقایع و فجایع «قرن طولانی بیست» را از سر بگذراند و در آستانه‌ صدسالگی از دنیا برود. دلایل و توجیهات گوناگونی را می‌توان برای نوشته شدن چنین کتابی درباب مرگ برشمرد. اول اینکه جامعه‌شناس آلمانی در غروب زندگی خود به سر می‌بُرد و احتمالاً در این دوران شخصاً احساس تنهایی دم مرگ را تجربه می‌کرد، دوم آن‌که الیاس در طول فعالیت نظری خود مقولات متعددی را از منظر جامعه‌شناسی بررسی کرده بود اما جای تحلیل مسئله‌ای مهم مانند مرگ در کارنامه‌ پربار او به شدت خالی به نظر می‌رسید. در نهایت اینکه او روشنفکری بود که از نزدیک با بسیاری از جنگ‌ها و بلاهای مرگ‌بار زمانه‌ خود مواجه شده بود و از همین رو مرگ برای او، همانند بسیاری از معاصرانش، مفهومی اساسی و حیاتی به شمار می‌رفت.

یکی از مسائل بنیادین در جامعه‌شناسی الیاس چگونگی گسترش تمدن در غرب و متمدن شدن مردم در دوران مدرن است. او به مانند بسیاری از فیلسوفان و جامعه‌شناسان آلمانی و به‌خصوص مکتب فرانکفورت، با تمدن درگیر بود و تلاش داشت فرآیند متمدن شدن غرب را به گونه‌ای نشان دهد که از یک طرف با دوران کلاسیک و کهن مرزبندی کند و از طرف دیگر فجایع قرن بیستم را که در عصر تمدن رخ داده بود، مدنظر قرار دهد. او در سال 1939 یکی از مهم‌ترین کتاب‌های خود یعنی «فرآیند متمدن شدن» را نوشت و در آن ساختارهای اجتماعی‌ای را که موجب تغییرات تمدنی اروپا پس از قرون وسطی شده بودند بررسی کرد. پرسش اصلی او در این کتاب این بود: به چه دلیل شکل‌های خاصی از رفتار در یک دوره‌ تاریخی رفتارهای متمدمانه محسوب می‌شوند و بر چه مبنایی این رفتارها در طول تاریخ تغییرشکل پیدا می‌کنند؟ چه اتفاقی می‌افتد که اعمالی مانند فین کردن، آروغ زدن، خوردن غذا با دست، پاک کردن دهان با دست، تف کردن، مقاربت جنسی در مکان‌های عمومی، عدم استفاده از دستمال و ادرار کردن روی فرش که برای قرن‌های متوالی اعمالی عادی به شمار می‌رفتند به یکباره شرم‌آور و غیرمتمدنانه تلقی می‌شوند؟ «تنهایی دم مرگ» که پنجاه سال پس از فرایند متمدن شدن نوشته شد، در واقع ادامه‌ همین منطق جامعه‌شناسانه‌ الیاس را دنبال می‌کند. چه می‌شود که در دوران مدرن مرگ از زندگی روزمره مردم کنار گذاشته می‌شود؟ چه اتفاقی می‌افتد که صحبت کردن درباره‌ مرگ و فکر کردن به آنکه تا پیش از این در میان مردم کوچه و بازار امری رایج بود، ناگهان به عملی ممنوعه و رازی مگو تبدیل و ردپای آن از تمام عرصه‌های زندگی پاک می‌شود؟

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *