امام رفتند سر مزار احمد!

یک‌باری که قرار شد برای شهید صنیع‌زاده بنویسم، یک‌باری که بعدش هربار سر مزارش درباره خیلی چیزها حرف زدیم؛ مثلا تابلویِ یااباعبدالله‌الحسین یا شبی که ماه نصف شده بود و بالای درخت‌های کاج می‌تابید و مبهم صدایی از دعای توسل می‌آمد.

دو روایت از شهید صنیع‌زاده؛ از شهدای هنرمند اصفهان

یک‌باری که قرار شد برای شهید صنیع‌زاده بنویسم، یک‌باری که بعدش هربار سر مزارش درباره خیلی چیزها حرف زدیم؛ مثلا تابلویِ یااباعبدالله‌الحسین یا شبی که ماه نصف شده بود و بالای درخت‌های کاج می‌تابید و مبهم صدایی از دعای توسل می‌آمد.

امام رفتند سر مزار احمد!

به گزارش اصفهان زیبا؛ یک‌باری که قرار شد برای شهید صنیع‌زاده بنویسم، یک‌باری که بعدش هربار سر مزارش درباره خیلی چیزها حرف زدیم؛ مثلا تابلویِ یااباعبدالله‌الحسین یا شبی که ماه نصف شده بود و بالای درخت‌های کاج می‌تابید و مبهم صدایی از دعای توسل می‌آمد. بار اول با آقای شفیعی،همان که خودش را دوست شهید صنیع‌زاده معرفی کرد، سر مزار فاتحه خواندیم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *