امام رفتند سر مزار احمد!
یکباری که قرار شد برای شهید صنیعزاده بنویسم، یکباری که بعدش هربار سر مزارش درباره خیلی چیزها حرف زدیم؛ مثلا تابلویِ یااباعبداللهالحسین یا شبی که ماه نصف شده بود و بالای درختهای کاج میتابید و مبهم صدایی از دعای توسل میآمد.
