خنده‌های دفن‌شده

درست آن دم که از گرمی هوا می‌رنجیدیم، انگشتمان را روی دکمه کولر فشار می‌دادیم و بعدش یک آخیش از ته دلمان می‌آمد بالا. کداممان می‌دانستیم عکس لب آبمان می‌شود هویتمان برای آن‌ها که دنبالمان می‌گردند، یا مثلا عکسی را که پاره تنمان رو به دوربین خندیده، بغل بگیریم و ضجه بزنیم.

درست آن دم که از گرمی هوا می‌رنجیدیم، انگشتمان را روی دکمه کولر فشار می‌دادیم و بعدش یک آخیش از ته دلمان می‌آمد بالا. کداممان می‌دانستیم عکس لب آبمان می‌شود هویتمان برای آن‌ها که دنبالمان می‌گردند، یا مثلا عکسی را که پاره تنمان رو به دوربین خندیده، بغل بگیریم و ضجه بزنیم.

خنده‌های دفن‌شده

به گزارش اصفهان زیبا؛ این‌ها که از اول قاب نبودند، آدم بودند. تا قبل از اینکه صدای ونگ‌ونگ گریه بچه‌ها زیر آوار دفن شود، خانه پر بود از صدای قربان‌صدقه. ما تا قبل از آنکه عکس‌هایمان را روی دیوار بزنند و از مفقودی و مرگمان بگپند، می‌خندیدیم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *