درست آن دم که از گرمی هوا میرنجیدیم، انگشتمان را روی دکمه کولر فشار میدادیم و بعدش یک آخیش از ته دلمان میآمد بالا. کداممان میدانستیم عکس لب آبمان میشود هویتمان برای آنها که دنبالمان میگردند، یا مثلا عکسی را که پاره تنمان رو به دوربین خندیده، بغل بگیریم و ضجه بزنیم.
به گزارش اصفهان زیبا؛ اینها که از اول قاب نبودند، آدم بودند. تا قبل از اینکه صدای ونگونگ گریه بچهها زیر آوار دفن شود، خانه پر بود از صدای قربانصدقه. ما تا قبل از آنکه عکسهایمان را روی دیوار بزنند و از مفقودی و مرگمان بگپند، میخندیدیم.
