گپ نوددقیقه‌ای مدیردانش‌آموزی

رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی روی میز بود. بچه‌ها رفته بودند کلاس‌ مشاوره. سکوت عصرگاهی توی دفتر جان می‌داد برای مطالعه …

رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی روی میز بود. بچه‌ها رفته بودند کلاس‌ مشاوره. سکوت عصرگاهی توی دفتر جان می‌داد برای مطالعه …

گپ نوددقیقه‌ای مدیردانش‌آموزی

به گزارش اصفهان زیبا؛ رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی روی میز بود. بچه‌ها رفته بودند کلاس‌ مشاوره. سکوت عصرگاهی توی دفتر جان می‌داد برای مطالعه. بدون روشن‌کردن چراغ‌ها کتاب را باز کردم. خورشید به‌اندازه کافی نور می‌فرستاد داخل. دست به فلاسک بردم که چای‌کَرکی بریزم برای خودم و فصل دوم رمان را شروع کنم. درِ دفتر باز شد.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *