یکی‌یکی به هم رسیدیم و یکی شدیم!

ترس را ریختیم دور. دست‌هایمان به هم رسید. قلب‌هایمان در هم گره خورد. صدایمان یکی شد و حرف‌هایمان مشترک. زن و مرد و بزرگ و کوچک هم نداشت. شدیم یک پیکر و یک واحد و قطع کردیم هر دستی را که دست‌درازی کرده بود به مشتی از خاک سرزمینمان.

ترس را ریختیم دور. دست‌هایمان به هم رسید. قلب‌هایمان در هم گره خورد. صدایمان یکی شد و حرف‌هایمان مشترک. زن و مرد و بزرگ و کوچک هم نداشت. شدیم یک پیکر و یک واحد و قطع کردیم هر دستی را که دست‌درازی کرده بود به مشتی از خاک سرزمینمان.

یکی‌یکی به هم رسیدیم و یکی شدیم!

به گزارش اصفهان زیبا؛ رنج دیدیم. زخم خوردیم. چشم‌هایمان تر شد. دلواپسی‌هایمان گل کرد. صداهایمان لرزید. قلب‌هایمان غمگین شد. گل‌های توی باغچه پرپر شدند. شمعدانی روی طاقچه خشک شد. سرفه افتاد به جان سینه‌ها. گردان رفت و گروهان برگشت. کربلای ۴ و ۵ را دیدیم. طریق‌القدس و بدر و خیبر و فتح‌المبین و بیت‌المقدس و محرم را هم. پیکرها پاره‌پاره شد. نمازها ترک برداشت.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *