کودک شاهی که تا آخر عمر جدول ضرب را یاد نگرفت، اما تاریخ ایران را تغییر داد

مظفرالدین شاه قبل از هر چیز هویت خود را از فرزند ناصرالدین شاه بودن می‌گیرد. اما فرزند ناصرالدین شاه بودن یعنی چه؟ ناصرالدین شاه مردی با دو پا در گلِ فرورفته میان سنت و مدرنیسم، عیاش و در همان حال فهیم، جمعِ دورویی و ریاکاری و لَش‌بودگی دربار، دارای مقداری طبعِ شاعری و روشنفکری و حتی هنری، و در عین حال خودبرتربین و بی‌جنبه؛ و اگر ناصرالدین‌شاه را بشناسیم، چیزی از خودِ ایران عهد ناصری را هم شناخته‌ایم.

مظفرالدین شاه قبل از هر چیز هویت خود را از فرزند ناصرالدین شاه بودن می‌گیرد. اما فرزند ناصرالدین شاه بودن یعنی چه؟ ناصرالدین شاه مردی با دو پا در گلِ فرورفته میان سنت و مدرنیسم، عیاش و در همان حال فهیم، جمعِ دورویی و ریاکاری و لَش‌بودگی دربار، دارای مقداری طبعِ شاعری و روشنفکری و حتی هنری، و در عین حال خودبرتربین و بی‌جنبه؛ و اگر ناصرالدین‌شاه را بشناسیم، چیزی از خودِ ایران عهد ناصری را هم شناخته‌ایم.

این متن، اما درباره‌ی پدر نیست؛ درباره‌ی پسری‌ست که چهل سال در سایه‌ی همین پدر زیست، و سرانجام، در واپسین ساعات عمرش، دستِ لرزانش را روی برگه‌ای گذاشت که تاریخ ایران را از سلطنتِ مطلق به حکومتِ مشروطه رساند. مظفرالدین‌شاه قاجار نه فاتح بود، نه مصلح بزرگ، نه حتی حاکمی که آگاهانه انقلابی را رهبری کرده باشد. او مردی بیمار، مردد و خسته بود که در آخرین نفس‌های سلطنتش امضایی کرد که پدرش هرگز حاضر به آن نبود. همین یک امضا، نامش را در تاریخ ایران به «شاه مشروطه» تبدیل کرد.

کودکی در سایه‌ی رقابت و تحقیر

مظفرالدین‌میرزا در سوم فروردین ۱۲۳۲ در تهران به دنیا آمد؛ چهارمین پسر ناصرالدین‌شاه قاجار و فرزند شکوه‌السلطنه، دختر فتحعلی‌میرزا و نوه‌ی فتحعلی‌شاه قاجار. به روایتی که در میان قاجارپژوهان رایج است، این خون مادریِ قاجار بود که او را به تخت نشاند؛ وگرنه کامران میرزا، که به گفته‌ی همین روایت مادرش قاجار نبود، سلطنت را یک‌لقمه می‌کرد. در سال ۱۸۶۱ به‌عنوان ولیعهد به حکومت آذربایجان فرستاده شد و دوران ولیعهدی‌اش در تبریز نزدیک به چهل سال به طول انجامید؛ رکوردی که هیچ ولیعهد دیگر قاجار به آن نرسید.

منبع  : تابناک

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *