
رضا و نسترن در تدارک جشن عروسی شان هستند. رضا درگیر کارهای عروسی است و روز به روز ماشینش خرابتر می شود. او به نسترن پیشنهاد می دهد تا با دوستش درمیان بگذارد و ماشین دوستش را برای گل زدن در روز عروسی قرض بگیرند، چون ماشین او مشکل دارد. اما دوست نسترن هم ماشینش را لازم دارد. یکی از دوستان رضا به او مبلغی را بدهکار است. رضا از او می خواد که پولش را برگرداند چون در روز عروسی به آن نیاز دارد. دوستش هم در قبال بدهی اش به او لطف می کند و یکی از ماشین های نمایشگاه را که ماشینی گرانقیمت است به او قرض می دهد تا آن را گل بزند…..
