غنچه و خاله جون کوکب 1383
دختری به نام غنچه که همراه خالهاش زندگی میکند باعث به وجود آمدن دردسرهایی برای خالهاش میشود. دردسرهایی که هر کدام در قسمتی جداگانه نشان داده میشود.
دختری به نام غنچه که همراه خالهاش زندگی میکند باعث به وجود آمدن دردسرهایی برای خالهاش میشود. دردسرهایی که هر کدام در قسمتی جداگانه نشان داده میشود.
آتوسا از شرکت ساختمانی ای که به عنوان منشی در آن کار می کند اخراج میشود و پس از آن به دلیل مشکلات مالی اش در به در دنبال کار میگردد. او در طول داستان با مریم و شادی آشنا میشود که آنها هم دانشجو هستند و به دلیل مشکلات مالی باید کار کنند و خودشان خرج تحصیشان را در بیاورند. نفر چهارم این گروه نیز نیلوفر میباشد که چون خوش شانس تر بوده، ازدواج کرده و حالا شوهری به اسم علی دارد. البته آتوسا هم نامزدی دارد به اسم کاوه که قرار است به خواستگاری اش بیاید. ولی دست بر قضا، در همان شب خواستگاری اتفاقاتی می افتد که تا مدتی سر آتوسا بی کلا می ماند. در ادامه اتفاقاتی می افتد که این چهار دختر جوان و پرشر و شور به خانه عمه میهن بیایند و ...
داستان این مجموعه در دبیرستانی پسرانه رخ می دهد. مدیر مدرسه ای پس از تحویل گرفتن دبیرستان ، قول می دهد تا پایان سال ، آن محل را تبدیل به دبیرستانی نمونه کند و در این مسیر، رویدادها و ماجراهای مختلفی رخ می دهد.
مجموعه تلویزیونی پنجره شامل اپیزودهای«قلب»، «فراز»،«امید» ، «مادر»، «بعد از طلاق»، «همکلاسی»، «آسانسور»، «پرتره» میباشد.
سربازی به خاطر مسائل و مشكلات خانوادگی می خواهد خودكشی كند. سرهنگ فرمانده جدید پادگان در صدد كمك به اوست كه...
رضا و نسترن در تدارک جشن عروسی شان هستند. رضا درگیر کارهای عروسی است و روز به روز ماشینش خرابتر می شود. او به نسترن پیشنهاد می دهد تا با دوستش درمیان بگذارد و ماشین دوستش را برای گل زدن در روز عروسی قرض بگیرند، چون ماشین او مشکل دارد. اما دوست نسترن هم ماشینش را لازم دارد. یکی از دوستان رضا به او مبلغی را بدهکار است. رضا از او می خواد که پولش را برگرداند چون در روز عروسی به آن نیاز دارد. دوستش هم در قبال بدهی اش به او لطف می کند و یکی از ماشین های نمایشگاه را که ماشینی گرانقیمت است به او قرض می دهد تا آن را گل بزند…..
این فیلم براساس داستانی است که در آن یک لیدر قصد دارد با تیم ملی به جام جهانی برود اما وقتی موفق به این کار نمیشود تلاش میکند مسافر جام ملتهای آسیا باشد. این لیدر که به نوعی شیفته هاشم بیکزاده و بازی او است برای اثبات دوستیاش با بیکزاده اتفاقاتی را رقم میزند و ….
فیلم، داستان۴ سرباز گروهان موزیک را روايت مي كند كه در آستانه تحویل پادگان به فرمانده جدید ، هر کدام به دلایلی از پادگان فرار می کنند و در جاده منتهی به تهران با راننده خودرویی آشنا می شوند که از قضا عازم تهران است . عزیز آقا از کسانی است که در دوران دفاع مقدس پای راست خود را تقدیم وطن کرده و هنوز هم با یادگارهای آن دوران حشر و نشر دارد از این رو ۴ سرباز نیز او را در دیدارهایی که وی در تهران دارد همراهی می کنند. عزیز آقا همچون پدری مهربان ، زمانیکه پای درد و دل های سربازان فراری می نشیند آنها را هدایت کرده و مشکلاتشان را حل می کند و همین سبب می شود تا جوان ها علاقه خاصی به وی داشته باشند بی آنکه بدانند در پایان سفر و مجاب شدن آنها به بازگشت به پادگان کسی که منتظر دیدار با آنها است سرهنگ عزیز ، فرمانده جدید پادگان خواهد بود.