
گروه اندیشه: الهه درهشامی، در گزارش خود که در روزنامه ایران منتشر شده و به نوعی در آن از فنون جامعه شناسی ادبیات بهره جسته، بر اساس رمان سوناری کاواباتا، گذار کیوتو از سنت به مدرنیته در ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را به تحلیل می نشیند. براساس تحلیل جامعه شناختی متن، رمان «کیوتو» یاسوناری کاواباتا، فراتر از یک داستان ساده، مطالعهی عمیق انسانی است. این متن از منظر جامعه شناسی، به مثابه یک «آزمایشگاه جامعه شناختی»، برای درک گذار از سنت به مدرنیته» و کالایی شدن و مصرفی شدن جامعه ژاپن محسوب می شود که در خود تغییرات ساختاری و فرهنگی بعد از جنگ جهانی دوم، هویت جمعی و حافظه تاریخی، و شکاف طبقاتی و جغرافیایی را به تحلیل می نشیند. در حوزه معرفت شناسی نیز ، به پرسش های اساسی در باره «چگونه دانستن» و «ماهیت حقیقت» را بررسی می کند. از این رو تلاش می کند به موضوعاتی مبنی بر معرهستند و هر تکه که میافتد، همه اندکی فقیرتر میشویم. کتاب در نهایت، یک تجربه زیسته است؛ از جنس سکوت چندصد ساله معابد، از جنس اندوه تماشای آخرین برگ پاییزی پیش از ریختن و از جنس پرسشی که مدتها پس از بستن کتاب، در ذهن طنینانداز میماند: ما در این عصر شتابان، چه چیزهایی را بیآنکه بدانیم، داریم از دست میدهیم؟
این رمان، با وجود سادگی ظاهری، یکی از غنیترین آثار ادبیات قرن بیستم است. اگر به دنبال داستانی پر از اکشن هستید، شاید «کیوتو» شما را خسته کند. اما اگر آماده سفری آرام به عمق فرهنگ و زیبایی هستید، این کتاب گنجینهای است که هر صفحهاش، همچون باغی در کیوتو، آرامش و تأمل به ارمغان میآورد. در جهان پرشتاب امروز، خواندن چنین آثاری، یادآوری است که گاهی کندترین مسیرها، عمیقترین زیباییها را دارند.
۲۱۶۲۱۶
