«زن سفیدپوش» نوشته ویلکی کالینز یکی از درخشانترین ملودرامهای تاریخ ادبیات است که حالا با ترجمهای تازه از پروین قائمی و آذرمیدخت کاوهخوری منتشر شده است. اما ترجمه اثری با این حجم از جزئیات حقوقی و لایههای اجتماعی چه چالشهایی دارد؟ در این مصاحبه، پروین قائمی از تجربهاش در مواجهه با دنیای پیچیده ویلکی کالینز میگوید.
پروین قائمی در گفتوگو با ایبنا از «زن سفیدپوش» گفت؛
کالینز، آنسوی سایهی دیکنز
«زن سفیدپوش» نوشته ویلکی کالینز یکی از درخشانترین ملودرامهای تاریخ ادبیات است که حالا با ترجمهای تازه از پروین قائمی و آذرمیدخت کاوهخوری منتشر شده است. اما ترجمه اثری با این حجم از جزئیات حقوقی و لایههای اجتماعی چه چالشهایی دارد؟ در این مصاحبه، پروین قائمی از تجربهاش در مواجهه با دنیای پیچیده ویلکی کالینز میگوید.
سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) – مرضیه نگهبان مروی: وقتی صحبت از کلاسیکهای معمایی به میان میآید، نام ویلکی کالینز و شاهکار او، «زن سفیدپوش»، همچون نمادی از دلهره و راز است؛ داستانی که در آن مرز میان واقعیت و توهم، در میان جادههای مهآلود لندن و عمارتهای قدیمی کامبرلند، گم میشود.
«زن سفیدپوش»، کالبدشکافی دقیقی از وضعیت حقوقی و اجتماعی زنان در قرن نوزدهمی است که در آن هویت و استقلال زنان، در چنگال قوانین سختگیرانه مردان در حال خرد شدن بود.