چهل روزِ نفس‌گیر کنار بدن‌های تکه‌تکه!

کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشت‌ساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که می‌گوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.»

رودررو با «محمود میرزایی» و روایت متفاوت او از غسل و کفن و دفن شهدای جنگ رمضان تا وداع با خانواده‌ها در معراج الشهدای اصفهان

کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشت‌ساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که می‌گوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.»

چهل روزِ نفس‌گیر  کنار بدن‌های تکه‌تکه!

به گزارش اصفهان زیبا؛ کَم، پیکر شهید غسل و کفن نکرده است؛ از روزهای اول«انقلاب» و «جنگ هشت‌ساله» تا همین «جنگ رمضان»؛ جنگی که می‌گوید: «هر روزش بر من سخت و متفاوت گذشت.» محمودمیرزایی شصت و پنج ساله، سال‌های سال است دستش به غُسل و کَفن و دفن شهدا متبرک است اما وقتی از پیکرهایی که در جنگ رمضان زیردستش آمده می‌گوید؛ طاقتش طاق می‌شود. «یکی سر نداشت، یکی پا نداشت، یکی دست نداشت، یکی نیم‌تنه نداشت…یکی هم حتی به اندازه یک پشت انگشت از پیکرش چیزی نمانده بود! روز اول که رفتم معراج‌الشهدا، گفتم: خدایا به من صبر و توان بده، خیلی سخت است روبروشدن با این پیکرها و بدن‌های تکه تکه!» او روضه‌های زیادی را در این چهل روز جنگ، بالای سر پیکر این شهدا دیده؛ روضه‌های بازی که باید تنهای تنها با آنها گریه می‌کرده است که «مبادا به گوش خانواده‌هایشان برسد.»، که «مبادا زن و بچه‌هایشان خبردار شوند.» حتی حالا هم که می‌رود گلستان شهدا و آنها را می‌بیند بالای سر قبر شهدایشان، «این روضه‌ها» و «آن روزها»، دوباره اشک می‌شود در چشمانش و توی دلش می‌گوید: «این بندگان خدا با که دارند حرف می‌زنند؟ با کدام پیکر…؟ با کدام صورت؟» سختی و جان‌فرسا بودن این مصیبت اما به قدری زیاد است که میرزایی اقرار می‌کند «برای غسل و کفن خیلی از این شهدا دستم زور نداشت، قدرت نداشت. گاهی کل پیکر یک شهید و آن‌چیزی که برایش مانده بود، 10 کیلو هم نبود، اما برای من، این 10 کیلو می‌شد، 100 کیلو…» و او جز توسل راهی پیدا نمی‌کند «به خانم رقیه(س)، به حضرت علی‌اکبر(ع)، به حضرت علی‌اصغر(ع)، به حضرت قاسم(ع)» تا راحت‌تر بتواند تکه‌تکه‌های پیکر شهدا را بچیند کنار هم «شاید شکل بدن به خودش بگیرد.»گفت‌وگو با«محمود میرزایی»؛ پر بود از لحظات عجیب و دلهره‌آور… او اگر چه از ابتدای مانوس شدنش با شهدا برایمان گفت و از اولین روزهایی که مشغول به غسل و کفن و دفن شهدا شد اما حرف‌هایش در خصوص جنگ رمضان، ویژه‌ترین بخش از صحبت‌های او با «اصفهان‌زیبا» بود در روزی که مهمان استودیوی این رسانه شد. آنچه اما در ادامه می‌خوانید بخش‌هایی از گفت‌وگوی تفصیلی ما با خادم‌الشهدای شهر اصفهان است.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *