بهعنوان پژوهشگری که در حوزۀ سیاستگذاریهای مرتبط با اقلیم و محیطزیست فعالیت میکند، اغلب این سؤال از من پرسیده میشود که بزرگترین مانع بر سر راه کاهش تولید دیاکسید کربن و مصرف سوختهای فسیلی چیست؟ پاسخ من در طول چند سال اخیر عمیقاً دستخوش تغییر شده است. پیشازاین مشکل را در فقدان فناوریهای سبز ارزانقیمت و همچنین نبود خواست و ارادۀ سیاسی میدانستم؛ اما این روزها به مسئلۀ دیگری اشاره میکنم، چیزی که کمتر ملموس است ولی احتمالاً چالشبرانگیزتر است: نبود یک قرارداد اجتماعی1 سبز.
انقلاب سبز خود تا اینجای کار در حال توسعه و گسترش بوده است، بهطوریکه شاهد کاهشی چشمگیر در هزینۀ فناوریهای سبز و نیز انگیزه و عزمی جهانی برای رسیدن به وضعیت کربن-خنثی2 تا میانۀ قرن حاضر، بودهایم. اگر فناوریهای سبز ارزانقیمتتر و خواست و ارادۀ سیاسی بیسابقه برای رسیدن به جهانی سبزتر، بهسرعت در حال پیشرفت و همراه شدن با یکدیگر هستند، پس دیگر چه مشکلی ممکن است پیش بیاید؟ متأسفانه، وضعیت آنقدر هم که به نظر میرسد ساده نیست. فرآیند کاهش تولید گاز دیاکسید کربن اقتصادهای ما و همچنین سبک زندگیهایمان را از نو شکل خواهد داد. هیچچیزی در طول این فرآیند بدون تغییر باقی نخواهد ماند: جهان سبز با جهانی که امروز میشناسیم، عمیقاً و بهطور کامل متفاوت خواهد بود.
