مایکل اندرسون، استاد علوم اعصاب شناختی در دانشگاه کمبریج که بهطور خاص بر روی موضوع حافظه و یادسپاری مطالعه و پژوهش میکند، میگوید: «ما همان چیزی هستیم که درباره خودمان به یاد میآوریم.» اینکه بهعنوان یک فرد مثلاً 80 ساله چطور زندگی خودتان را به یاد خواهید آورد به این بستگی دارد که چگونه به برخی خاطرات سفت بچسبید و آنها را در ذهنتان نگه دارید و در مقابل برخی دیگر را رها کنید. مغز شما بهطور دائم درگیر فرآیند فراموش کردن است؛ اما اندرسون باور دارد که شما میتوانید با قصدمندی بیشتری فراموش کنید، چیزی که او از آن با عنوان فراموش کردن انگیزهمند و هدفدار1 یاد میکند.
ضمناً، شما میتوانید با تکرار و تمرین در این کار بهتر و خبرهتر شوید. او میگوید: «شما مانند یک پیکرتراش به خاطرات خود شکل میدهید.» حافظه و خاطرات ما به چیزهایی وابستهاند که دانشمندان علوم شناختی آنها را نشانهها یا سرنخهای بازیابی2 مینامند. مثلاً فرض کنید که تلاش میکنید به یک جدایی ناراحتکننده و رنجآور فکر نکنید؛ اما ناگهان همان مدل و رنگ ماشینی که همسر سابقتان دارد، پشت چراغقرمز درست کنار شما میایستد. در اینجاست که خاطرات به سمتتان هجوم میآورند. اگر میخواهید چیزی را فراموش کنید، تلاش کنید نسبت به سرنخهای بازیابی آن خاطره آگاه و هشیار باشید تا بتوانید نحوه پاسخدهی مغزتان به آنها را از نو شکل دهید. البته، میتوانید تلاش کنید که از چنین محرکهایی اجتناب کنید؛ اما این استراتژی بهندرت جواب میدهد. مثلاً یک کهنهسرباز جنگ ویتنام میتواند حواسش را جمع کند تا از هر چیزی که یادآور جنگ است دوری کند و بااینوجود در حال سفارش شام در یک رستوران ناگهان به خاطرات و تصاویر جنگ پرتاب شود. اندرسون میگوید: «آخر چطور میتوانید پیشبینی کنید که یک زیربشقابی بامبو ممکن است شما را به یاد جنگ بیندازد؟»
