
گروه اندیشه: مجله شماره ۳۷ ترجمان مطلبی با تیتر «نقد بیعقلی محض: راهنمایی برای فهم نسخۀ جدید ترامپ» منتشر کرده است. این مطلب با نگاهی به یادداشت ویلیام دیویس در «گاردین»، به تحلیل پدیده «بیعقلی محض» در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ میپردازد. نویسنده معتقد است آنچه در سال ۲۰۱۶ شوکهکننده بود، اکنون به قاعده تبدیل شده و بیعقلی از رفتارهای فردی به ساختارهای رسمی تصمیمگیری نفوذ کرده است (مانند انتصابات جنجالی در بهداشت و دفاع).
متن ترجمان دو رویکرد رایج را نقد میکند: اول، کسانی که با تئوری توطئه، رفتارهای ترامپ را «نقشهای پیچیده» و عقلانی میبینند؛ و دوم، کسانی که آن را صرفاً به «روانشناسی فردی» او تقلیل میدهند. در مقابل، با ارجاع به هانا آرنت، استدلال میشود که این بیمعنایی محصول زوال «عقل سلیم» در جامعه است. در نهایت، مقصر اصلی نه توتالیتاریسم، بلکه جایگ کنند، در نهایت، بازار کار درست را انجام خواهد داد. اگر این اعتقاد را به زبانِ امروزی ترجمه میکنیم، معنیاش این خواهد بود که مهم نیست اگر ترامپ تصمیمهای احمقانه میگیرد، چون در نهایت استلزمات بازار اشتباهات او را تصحیح خواهد کرد.
رهبران هوشمصنوعی سیلیکونولی هم نکتۀ مشابهی را دربارۀ هوشمصنوعی میگویند: مهم نیست حرفی که میزنید راست باشد یا دروغ، جدی باشد یا شوخی، محترمانه باشد یا مبتذل، در نهایت الگوها و میزان تکرار و همنشینی کلمات مهم است. دیویس میگوید نباید تعجب کرد اگر در چنین جهانی «بیعقلی» به پیروزی برسد. زیرا قوۀ قضاوت فردی و شأن انسانی بهشکلی بیسابقه ضعیف شده است. از نظر او، آنچه نیاز داریم نوعی «درک راستین» است که به گفتۀ آرنت، از طریق «تخیل انسانی» ممکن میشود.
۲۱۶۲۱۶
