
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک در یادداشتی برای جماران با تکیه بر فلسفه کامو، عصیان و آگاهی را تنها راه غلبه بر پوچی میداند. نویسنده ایرانِ امروز را به سیزیفی عاصی تشبیه میکند و می گوید که ایران امروز، همان سیزیف زمانهی ماست، همان بدن عاصی و سرکشی که خدایان قدرت هرگز نمیدانند که چه میتواند بکند و نمیدانند که خدایشان برج بابل آنان را چگونه و چطور فروخواهد ریخت. این مطلب را در ادامه می خوانید:
یک
آلبر کامو، در یکی از نوشتارهای خود به مسئلهی فتح و احساس فاتحبودن در زندگی میپردازد. در این نوشتار، از رهگذر بررسی احساس قدرت، شکست، پیروزی و برداشت انسان از این احساسهای گوناگون و ارتباط آنها با احساس پوچی و آگاهی ما از مسئلهی پوچی، مورد تامل قرار میدهد.
از نظر کامو، انسان از روشنتند؛ و به یکدیگر گفتند بیایید تا برای خود شهری بنا کنیم و برجی را که سرش به آسمان برسد و نامی برای خویشتن بیابیم.
مبادا بر روی زمین پراکنده گردیم، و خداوند از آسمان فرود آمد تا شهر و برجی را که فرزندان آدم بنا میکردند، بنگرد و خداوند گفت همانا همه یک قوماند و یک زبان و اگر از این کار جلوگیری نکنم، دیگر از انجام هیچ چیز روی برنخواهند تافت. پس، اکنون زبان ایشان را مشوش سازیم، بدانسان که دیگر سخن یکدیگر را نتوانند درک کنند و خداوند آنان را از آنجا به روی سراسر زمین پراکنده ساخت و از آن روی آنجا را بابل مینامند، چون در آنجا خداوند زبان تمامی مردم را مشوش ساخت».
پنج
کس چه میداند؟ شاید هنگام و هنگامهی فرودآمدن خداوند و ویرانی برج بابلِ خدایگان زر و زور و تزویر جهانی فرارسیده است.
۲۱۶۲۱۶
