کالاشدگی (نمایش) 1405
در مجموعه تله تئاتر «کاتب اعظم» شبانی به خیمه کاتبان سپاه عمر بن سعد میرسد، او برای گرفتن پول گوسفندانش از سپاه به کارزار عاشورا آمده است.
«مسعود» که از خانوادهای نسبتا مرفه است قصد ازدواج با «ریحانه» را که از خانوادهای فرهنگی و خواهر دوست و همکلاسی «مسعود» در دانشگاه است، دارد و درام عاشقانهای بین این 2 نفر در «بینشان» در جریان است.
داستان فیلم درباره تعدادی جوان است که درگیر مسائل و مشکلاتی در زمینه هنر و موسیقی هستند. روایت عاشقانه دو دوست هنرمند که سرونوشتی نامشخص دارد…..
الهام زنی کمشنوا است که با همسر کمشنوای خود، سعید مشکل بزرگی دارد و این مشکل منجر به جدایی آنها شده است. الهام میخواهد پسر کمشنوایش عمل کاشت حلزون را انجام بدهد تا بتواند به مدرسه بچههای شنوا برود و از نعمت شنیدن برخوردار شود و سعید با این عمل سر ناسازگاری دارد و دلش نمیخواهد که یگانه فرزند آنها یعنی مهرشاد زیر تیغ این جراحی برود.
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک عضو هیات علمی دانشگاه، در مقاله ای که در سایت مشق نو منتشر کرده با عنوان «سازِ سیاست را گونهای دیگر کوک باید کرد»، با تلفیق آرای لویناس، بدیو، اسپینوزا و نیچه به تبیین روانشناسی اجتماعی «رنج و نفرت» در جامعه میپردازد. تاجیک توضیح میدهد که فروپاشی فانتزیهای سیاسی و سرخوردگی از رخدادهای حقیقت، سوژههای وفادار را به کینتوزی، نابینایی شناختی و بازتولید لذتِ توام با درد (ژوئیسانس) میکشاند؛ وضعیتی که فرد حتی ناوضعیتهای خطرناکتر را بر واقعیت موجود ترجیح میدهد. نویسنده تأکید میکند که در زمانه غلبه عواطف سرکش، استدلالهای عقلانی و توصیههای فلسفی برای رامکردن خشم عمومی کارساز نیست. نفرتورزی معلول عملکردِ بدآهنگِ سازِ سیاست و قدرت است که با تحقیر و سلب عاملیت، دیدگاه عمومی (doxa) را مسموم کرده است. در نهایت، تنها راه برونرفت از این چرخه ویرانگر، نه پند اخلاقی به مردم، بلکه تغییر ساختاری، رفع علل برونی کینهتوزی و کوککردن متفاوت ساز حکمرانی در دستگاهی جدید است.
گروه اندیشه: دکتر محمدرضا تاجیک، نظریهپرداز و استاد دانشگاه، در یادداشتی که برای انتشار در اختیار انصاف نیوز قرار داده به ننه دلاورهای برتولت برشت در ایرانِ امروز می پردازد که هرچند، همچون او، فرزندی را در جنگ از دست ندادهاند، اما میدانند چگونه از بدبختیهای جنگ سود ببرند. این یادداشت را در ادامه می خوانید: