با شیوع ویروس کرونا در کشور، یک شبکه آموزشی به نام «شاد» نیز در میان نظامآموزشی پیدا شد. این شبکه که در اردیبهشت 99 افتتاح شده و بنا بود به بزرگترین «شبکه اجتماعی دانشآموزی» طی دوران حاضر مبدل شود، از همان ابتدای کار، به دلیل مشکلات ساختاری مشتریریز شد. این در حالی بود که ایسنا، طبق آخرین آمار اعلام شده در 7 آذر 99، تعداد اعضای این شبکه را «۱۱۰ هزار و ۹۷۹ مدیر، ۱۲ میلیون و ۲۸۶ هزار و ۱۹۳ دانشآموز و ۷۰۶ هزار و ۳۴۲ معلم» عنوان کرد، درحالیکه وزیر آموزش و پرورش «از عدم دسترسی نزدیک به 5 میلیون دانشآموز به این شبکه» خبر داد و معاون آموزش ابتدایی این وزارتخانه بنابه گزارشی از شرق «معترف شده بود که تمام اما و اگرهایی که نسبت به این شبکه وجود داشت، درست بود.»
باوجوداین، عمده مشکل شبکه شاد، سوای از نقصهای برنامهنویسی، به سرعتِ اینترنت ایران برمیگردد. بنا به یک گزارش جهانی به نقل از تابناک در 30 آذر 99، رتبه اینترنت موبایل در ایران با 6 پله سقوط در ماه گذشته میلادی 84 و رتبه اینترنت ثابت نیز در رده 137 در میان 207 کشور جهان به ثبت رسیده است. این مسئله، یکی از دلایلی است که موجب شده بسیاری از کاربران این شبکه «حاضریشان را در شاد بزنند و به پیامرسان واتساپ مهاجرت کنند!»
یا در محیطهای اینترنتی دیگری مانند اسکایروم، اداپکانکت، گوگل فرم، کلاسه و … به فعالیت خود ادامه دهند. نتایج نظرسنجی اصفهانزیبا از یک جامعه آماری 89 نفره در اصفهان مبنی بر استفاده معلمان و دانشآموزان از شبکه شاد نشان میدهد که 72درصد از این شبکه استفاده نمیکنند و تنها 28 درصد در حال استفاده از آن هستند. خبرنگار این رسانه در یک گزارش تحقیقی مفصل، به گفتوگو با معلمان، والدین و دانشآموزان پرداخته تا علاوه بر معضلیابی شبکه آموزشی شاد، گوشه چشمی هم به آسیبشناسی آموزش آنلاین و نسبت آن با آموزش حضوری داشته باشد.
دکتر رحمتالله حافظی، معاون سابق توسعه مدیریت و منابع وزیر بهداشت، در مصاحبه با روزنامه صدای اصلاحات، در 2 اردیبهشت 99 درباره تاریخ ورود کرونا به کشور، گفته بود: «از اواسط دیماه 98 (حدود 45 روز قبل از اعلام رسمی) پزشکان متخصص ما با پدیده کرونا مواجه شده بودند، بهطوری که بیمارانی را مشاهده میکردند که علائمی شبیه به آنفولانزا دارند، ولی آنفولانزا نیست. روز 30 بهمن ماه بود که وزارت بهداشت اولین اعلام رسمی را در مورد مشاهده دو بیمار با تست مثبت ابراز کرد.» اینگونه بود که تمامی شئون زندگی ما، از کار تا «آموزش»، دستخوش تغییرات گسترده، ناگهانی، «شاد» و غمگین شد. این تغییرات که به طور عمده بر مبنای مواجهه حداقلی مردم و بیماری تمرکز داشت، چالشهای بسیاری را در پیشبینی، برنامهریزی، اجرا و پایش تغییرات کارکردی و کاربردی در برخورد با این موقعیت ویژه، بهخصوص در زمینه آموزش به وجود آورد، در حالی که کشور مطلقا آمادگی آن را نداشت.
در این مرحله از بحران کرونا، نقش اینترنت، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی در اطلاعرسانی، گردش آزاد اطلاعات، محافظت از جان شهروندان و رتق و فتق اموری که نیازمند تجمعات انسانی بود، برجستهتر شد. این مسئله اما موجب آن نشد تا انگشتها، حتی بهخاطر امر خطیر آموزش میلیونها دانشآموز و دانشجو از روی دگمه فیلترینگ برداشته شود؛ بلکه از سویی، قضیه دیدار وزیر ارتباطات و رئیس فعلی بهارستان و طرح 40 نماینده مجلس جدید در مورد «ساماندهی فضای مجازی» یا «انسداد پیامرسانهای خارجی» مطرح شد و به دلواپسی کاربران دنیای مجازی در کنار کرونا دامن زد و از سوی دیگر، افزایش قیمت، کندی هرچه بیشتر سرعت و ضریب پایین نفوذ اینترنت در اقصی نقاط کشور، پابهپای افزایش قیمت وسایل ارتباطات جمعی، دورکاری و آموزش مجازی را با موانع جدی مواجه ساخت و آن را به کابوسی غمانگیز برای میلیونها ایرانی مبدل کرد.
