خیلی از ما در بحثهای جدی یا حتی رومزه افرادی را میشناسیم که بد بحث میکنند، البته شاید خودمان هم یکی از آنها باشیم. افرادی که میخواهند به هر نحوی که شده مناظره و حتی گفتوگوها را ببرند و بر حریف و همصحبت خود غلبه کنند. برای آنها حقیقت یا درستی حرفها و نظراتشان مهم نیست بلکه بیشتر شکست دادن حریف اهمیت دارد. هر کدام از این افراد روشهای متفاوتی برای پیروزی در بحث دارند؛ یکی بیش از حد حرف میزند، یکی صدایش را بلند میکند، یکی به سخنان دیگران گوش نمیدهد، یکی مظلومنمایی میکند، یکی دست روی نقاط ضعف طرف مقابل میگذارد و یکی مسائل مختلف را با یکدیگر قاطی میکند تا حریفش را خسته و گیج کند.
اگر بخواهیم تبار و نیاکان این افراد را پیدا کنیم باید در تاریخ به عقب برویم تا به دوران یونان باستان برسیم. در آنجا با سوفسطاییها یا سوفیستها ملاقات خواهیم کرد. سوفیست کلمهای یونانی است و از ترکیب دو کلمهی «معرفت» و «پیشه» درست شده و به معنی «معرفت پیشه» است. سوفیستها را معمولاً با فیلسوفها مقایسه میکنند و در حقیقت بیشتر اهمیت تاریخی آنها به خاطر رویارویی و جدلشان با فیلسوفهای یونانی به وجود آمده است. خود اصطلاح سوفیست هم لقبی بود که فیلسوفها روی آنها گذاشته بودهاند و باری منفی و تحقیرآمیز داشت. بر خلاف کلمه «فلسفه» که به معنای «دوستِ معرفت» است، سوفیست معنی «معرفت پیشه« را میدهد. سوفیست برخلاف فیلسوف دوست یا دوستدارِ معرفت نیست، بیشتر کارمند و شاغل در حوزه معرفت است. او به دانایی عشق نمیوزرد بلکه کار و شغلش دانایی است. با دانایی کار و کاسبی میکند. یکی از ویژگیهای سوفیستها در یونان باستان این بود که آنها در ازای نشر و تعلیم دانش از مخاطبانشان دستمزد و پول میگرفتند. شاید امروز برای ما تعلیم و تدریس مزدی هیچ گونه ایرادی نداشته باشد و برای گذران زندگی کاری پسندیده و شرافتمند به شمار بیاید اما در آن روزگار امری مذموم و عجیب برای فلاسفه محسوب میشد. سوفیستها شهر به شهر و محله به محله میرفتند تا جوانان یونانی را گرد خود جمع کنند و در ازای دریافت حقالزحمه به آنها تعلیم دهند. یونان شهر موردعلاقه و مطلوب آنها بود چرا که در این شهر تمام شهروندان آزاد بودند و میتوانست نظراتشان را آزادانه بیان کنند.
