از دفترچه خاطرات یک ریزگرد
ما ریزگردها دستهجمعی در هوا پرسه میزدیم که یکهو پرت شدیم توی ماشین زردرنگی که توی ترافیکِ ورودی دروازهدولت گیر کرده بود.
به گزارش اصفهان زیبا؛ ما ریزگردها دستهجمعی در هوا پرسه میزدیم که یکهو پرت شدیم توی ماشین زردرنگی که توی ترافیکِ ورودی دروازهدولت گیر کرده بود.
