ایستاده بودم وسط حیاط بزرگ مصلی. لحظههای آخر بعداز ظهر سومین روز وداع بود. آفتاب تیز و پرسوز میتابید. مهپاشها هر چند لحظه یکبار سر و صورتمان را خیس میکردند.
به گزارش اصفهان زیبا؛ ایستاده بودم وسط حیاط بزرگ مصلی. لحظههای آخر بعداز ظهر سومین روز وداع بود. آفتاب تیز و پرسوز میتابید. مهپاشها هر چند لحظه یکبار سر و صورتمان را خیس میکردند.
