
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از صفحه اندیشه روزنامه اعتماد، این کتاب جلد چهارم از مجموعه «درآمدهای کمبریج به فلسفه و زیستشناسی» به سردبیری مایکل روس است که متاسفانه سال قبل (۲۰۲۵) از دنیا رفت. این اثر از چند جهت حائز اهمیت است:
اول، پل زدن میان فلسفه و زیستشناسی تجربی: برخلاف بسیاری از آثار فلسفه علم که عمدتا بر فیزیک متمرکزند، این کتاب نشان میدهد چگونه مفاهیم فلسفی مانند فروکاستگرایی، تبیین علمی و هستومندهای نظری در بستر زیستشناسی مولکولی معنا پیدا میکنند.
فیزیک و ریاضیات علوم تجربی محض نیستند، اما زیستشناسی ویژگیهایی دارد که آن را به حوزهای مستقل برای تأمل فلسفی بدل میکند. تمرکز سنتی فلسفه علم بر فیزیک عمدتا ناشی از این تصور بود که فیزیک «علم کاملتر» یا «بنیادیتر» است، اما از اواخر قرن بیستم فلاسفه علم متوجه شدند که مدلهای طراحی شده برای فیزیک (مانند مدل ناگل از فروکاست نظریه) برای زیستشناسی نامناسب است و این ضرورت «فلسفه علم خاص» را ایجاد کرد.گریفیث استدلال میکند که وراثت را نباید تنها به انتقال دیانای از والد به فرزند محدود کرد، بلکه هر عاملی که به طور قابل اعتمادی از نسلی به نسل بعد منتقل شود و در ساخت فنوتیپ نقش داشته باشد، شایسته عنوان «مکانیسم وراثت» است.
کارولا اشتوتس (۲۰۱۹- ۱۹۶۳)، تا زمان وفاتش در سال ۱۳۹۸، همکار پژوهشی گریفیث در دانشگاه سیدنی و متخصص فلسفه ژنتیک و زیستشناسی مولکولی در دانشگاه مک کویری استرالیا بود. او مفاهیم «هویتهای چندگانه ژن» و «اپی ژنز مولکولی» را بسط داده است. اشتوتس نشان داد که حتی در سطح مولکولی، محصولات ژنی نتیجه تعامل توالی دیانای با شبکه گستردهای از عوامل تنظیمگر ازجمله آرانایهای بیرمز، عوامل رونویسی و پیامهای محیطی هستند.

216216
