پابه‌پای هم پیر می‌شویم

استاد رضانور بختیار را بهمن‌ماه ۱۳۸۰ در جلسه نخست اولین روز دانشگاه دیدم. معمولا اولین‌ها واضح‌تر در خاطر می‌مانند. به‌آرامی وارد کلاس شد و درست رفت کنار پنجره بزرگی که مشرف به عمارت عالی‌قاپو بود. از ما خواست تا یکی‌یکی خود را معرفی کنیم و از علایق و تجربه‌ها و آرزوهایمان بگوییم. به‌روشنی به خاطر دارم که پرده مخملی بزرگ پنجره را کنار زد و با دستش عالی‌قاپو را نشان داد و گفت: سال‌ها پیش همین‌جا، زمانی که دانش‌آموز مدرسه سعدی بودم، از پنجره همین کلاس‌ها هرروز این منظره را تماشا می‌کردم.

استاد رضانور بختیار را بهمن‌ماه ۱۳۸۰ در جلسه نخست اولین روز دانشگاه دیدم. معمولا اولین‌ها واضح‌تر در خاطر می‌مانند. به‌آرامی وارد کلاس شد و درست رفت کنار پنجره بزرگی که مشرف به عمارت عالی‌قاپو بود. از ما خواست تا یکی‌یکی خود را معرفی کنیم و از علایق و تجربه‌ها و آرزوهایمان بگوییم. به‌روشنی به خاطر دارم که پرده مخملی بزرگ پنجره را کنار زد و با دستش عالی‌قاپو را نشان داد و گفت: سال‌ها پیش همین‌جا، زمانی که دانش‌آموز مدرسه سعدی بودم، از پنجره همین کلاس‌ها هرروز این منظره را تماشا می‌کردم.

بنای مدرسه سعدی که زمانی توسط معمار فرانسوی( آندره گدار) طراحی و ساخته‌شده بود حالا پس از گذشت حدود 60 سال تبدیل به دانشگاه سینما و تئاتر سوره شده بود.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *