
نگاهی به سرنوشت شوالیه سینما؛
وسواس ۳۰ ساله اورسن ولز برای ساختن «دن کیشوت»
فیلمهایی که از «دن کیشوت» اورسن ولز دیدهایم، دن کیشوتی لاغر و خسته بر اسب نشسته است که سرگردان در شهرهاست. فیلمی که سرنوشتی عجیب داشت و هرگز تمام نشد. فیلمی که سالهاست به یک معما تبدیل شده و حالا قرار است این معما حل شود. در این نوشته نگاهی میکنیم به سرنوشت این فیلم اقتباسی تمامناشدنی.
سرویس هنر خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)؛ اورسن ولز ۳۰ سال از عمرش را صرف ساخت فیلمی کرد که هیچوقت تمام نشد. حالا، نزدیک به هفتاد سال بعد، بایگانیداران فیلم از چهار کشور گرد هم آمدهاند تا موزاییک پراکندهی «دن کیشوت» او را کنار هم بچینند. داستان وسواسی که در آن کارگردانِ «همشهری کین» خودش را در شوالیهای دید که به دنبال آرمانهایی میدود که روزگارشان گذشته اما هنوز با ما حرف میزنند.
یکم– تابستان ۱۹۵۷ بود. اورسن ولز، که تازه چهل و دو ساله شده بود، از اتاق تدوین «نَفَسی از شرارت» بیرون انداخته شد. استودیو، فیلم را از دستش گرفته بود و خودش را در مکزیک پیدا کرد، با دلی پر از خشم و جیبی خالی. اما درست در همان لحظهای که به نظر میرسید همهچیز تمام شده، ایدهای در ذهنش جرقه زد. با بیست و پنج هزار دلاری که فرانک سیناترا به او قرض داد، تصمیم گرفت فیلمی بسازد که تا آخرین روز عمرش از آن دست نکشد: اقتباسی از «دن کیشوت» سروانتس.
