روایتی متفاوت از کلاس سوم دبستان کمیل و دانشآموز شهید آن که اسرائیل جانش را گرفت
«داغ روی داغ»! باد، پرده را میرقصانَد. نورِ خورشیدِ ظهرِ تیرماه، افتاده روی نیمکتهای رنگ و رو رفته کلاس و داغی هوا از پنجره باز آن میریزد روی «داغِ نیمکتِ خالیِ مجتبی».
به گزارش اصفهان زیبا؛ «داغ روی داغ»! باد، پرده را میرقصانَد. نورِ خورشیدِ ظهرِ تیرماه، افتاده روی نیمکتهای رنگ و رو رفته کلاس و داغی هوا از پنجره باز آن میریزد روی «داغِ نیمکتِ خالیِ مجتبی». روی چهره کودکانه و معصوم پسری نُه ساله که از این جا به بعد، رفته توی یک قاب و نوار باریک مشکی رنگی، پیچیده شده آن بالا؛ گوشه سمت راستَش.
