جنگ آلودگی علیه هوای اصفهان، سالهاست که با چشم غیرمسلح نیز قابلرؤیت است. این جنگ، چنان گلوی همشهریان ما را در مشت فشرده که دیگر نفسکشیدن ممکن نیست. مدیرکل مدیریت بحران اصفهان ولی ضمن تکذیب استفاده از مازوت در صنایع استان، قانون هوای پاک را ورق میزند؛ طی همه این سالها اما، آب در رودخانه و دود در آسمان اصفهان تکان نخورده است! این در حالی است که عباس مقتدایی، نماینده اصفهان در مجلس، نزدیک به هشت سال پیش، در 19 دی ماه 92 و در گفتوگو با صاحب نیوز فاش کرده بود: «به طور متوسط روزانه 500 تن گوگرد بر اثر فعالیت صنایع بزرگ اصفهان، هوای این کلانشهر را آلوده میکند.
طبق محاسبات من، آمار فوتیهای اصفهان بر اثر آلودگی هوا از کشتار محمود افغان در اصفهان بیشتر است!» رئیس کمیسیون بهداشت و سلامت شورای شهر اصفهان نیز در آذر 96 با اشاره به نتایج یک تحقیق بین سالهای 89 تا 93، در گفتوگو با جوان آنلاین، گفته بود: «15 درصد مرگومیر اصفهانیها مربوط به آلودگی هواست؛ بنابراین نباید اجازه داد این مسئله به یک عرف در اصفهان بدل شود!» آمار گوگردی موجب تعجب معاون اول رئیسجمهور شده، اما نشان از عرفیبودن مرگ بر اثر آلودگی در اصفهان داشته است!
در حالیکه دستهای آلوده بیتکوین استخراج میکنند، دودش به حلق ایرانیها میرود! استفاده از مازوت در نیروگاههای کشور تکذیب میشود اما وزیر نفت میگوید: «چارهای نداریم، کمتر برق مصرف کنید!» سخنگوی صنعت برق کشور در 21 دی 99 «استخراجکنندگان بیتکوین را مقصر افزایش مصرف برق» معرفی میکند، یک عضو انجمن بلاکچین به تجارتنیوز میگوید: «در شرایطی که موانع زیادی برای فعالیت ایرانیان در صنعت استخراج بیتکوین وجود دارد، فعالیت سرمایهگذار چینی در این زمینه عجیب است!» رئیس سازمان محیط زیست اما در واکنش به خاموشیهای مکرر در کشور اظهار میکند: «در اتاق خوابتان لخت شوید!» ادبیات متشتت شفاهی و عملکرد متناقض مسئولان اصفهان و کشور در مواجهه با بحران، سالهاست که نشان از سردرگمی آنها در مدیریت بحران دارد. هر مسئولی توپ را به زمین مسئول دیگر میاندازد، با آنکه بودجه مدیریت بحران را به کیسه سازمان خود میریزد و آن را در خوشبینانهترین حالت، اگر ریخت و پاشی در کار نباشد، صرفا تولید اطلاعاتی میکند که در مواردی دور از ذهن و غلط و در موارد دیگر عموما غیرکاربردی و غیراجرایی است. نتایج بحرانی مدیریت بحرانهایی که حتی در همین سال 99 به وجود آمد، گواهی بر این مدعاست! بیماری بروکراسی و تولید آمار طی دههها باعث شده تا حتی خود مسئولان نیز به هنگام استماع گزارشهای دیوانسالارانهای که به آنها میرسد تعجب کنند، یا مانند وزیر نفت، به صراحت بگویند «چاره دیگری نداریم» و عمده تقصیر را برای رد گمکردن به گردن مردم بیندازند؛ تو گویی آنها مسئول سیاست ورزیها و سیاست بازیهایی که کشور با آن اداره میشود، نیستند یا اینکه عمده کارهای کشور را بهوسیله نظرسنجی از مردم پیش میبرند!
