
آیا کودکان در مقایسه با بزرگسالان آسودهخاطر و بیخیال هستند؟ خیر، لزوما اینگونه نیست. درست است که کودک با همه مسائلی که شما با آنها سر و کار دارید مواجه نیست اما او نیز ممکن است دچار استرس شود. اتفاقاتی مثل جابجایی محله، به دنیا آمدن خواهر یا برادر او، مرگ پدربزرگ یا مادر بزرگ، مردن حیوان خانگی، دور ماندن از پدر یا مادر، گاهی کودک را دچار ترس، خستگی، یا حتی بیماری میسازند. مشکل مهمتر آن است که کودکان معمولا چیزی که باعث نگرانی آنها میشود را به زبان نمیآورند.
والدین باید مثل کارآگاهان تغییرات رفتاری کودک را که در اثر استرس به وجود آمده شناسایی نمایند. آنها در صورت مشاهده چنین حالتی باید به عنوان اولین اقدام بررسی نمایند که آیا خانواده اخیرا با موضوعی ناراحتکننده و غیر معمول مواجه شده است. اگر اینگونه نیست باید با صبر و حوصله عامل استرس را شناسایی نمایند. مثلا آیا سفر پدر باعث ناراحتی کودک شده است؟ در این حالت، شما نمیتوانید به سرعت بر ترس کودک غلبه نمایید اما میتوانید به او اطمینان دهید پدر دوباره بر میگردد. روی تقویم به او نشان دهید چند روز دیگر تا برگشت پدر باقیمانده و هر روز که سپری میشود روی آن علامت بزنید.
در زیر تعدادی از نشانههای استرس در کودکان و راههای درمان آنها بیان شده است.
کودکانی که استرس دارند گاهی با یک رفتار مثل اره انگشت شست خود را بمکد. برای آنکه کودک با تغییر تطبیق پیدا کند باید کاری کنید احساس کند فرد مهمی است و شما به او نیاز دارید. باید به او مسئولیت دهید. مثلا اگر صاحب برادر یا خواهر شده، از او بخواهید در زمان خواب او برایش آواز بخواند یا شیشه شیر او را برایش بیاورد.
رشد عادتهای بد
کودکانی که دچار استرس هستند گاهی با یک رفتار تکراری مثل جویدن ناخن، پیچاندن مو یا خاراندن پوست خود را آرام میکنند. اگر میبینید کودک شما چنین کارهایی را انجام میدهد با او با لحن تند صحبت نکنید، او را شرمنده ننمایید و اصرار نکنید که کار خود ر ا متوقف کند، زیرا خردسالان این حد بر رفتار خود کنترل ندارند. بجای آن تلاش کنید عامل اصلی استرس را کشف نموده و در زمانهایی مناسب با او صحبت نمایید. مسلما ترس اغلب کودکان با یک آغوش ساده یا توجه بیشتر حل نمیشود. اگر کودک به تلاشهای مکرر شما برای آرام کردنش پاسخ نمیدهد یا اگر او با یک آسیب روانی واقعی مثل مرگ یکی از اعضای خانواده مواجه شده حتما با پزشک در این مورد مشورت نمایید.
