تربیت بدون «عجله»
وقتی مدام به کودک میگوییم «زود باش!»، بدنش وارد حالت هشدار میشود و اضطراب جای تمرکز را میگیرد. با چند تغییر کوچک در کلماتمان، میتوانیم به جای ایجاد ترس، همکاری کودک را جلب کنیم.
وقتی مدام به کودک میگوییم «زود باش!»، بدنش وارد حالت هشدار میشود و اضطراب جای تمرکز را میگیرد. با چند تغییر کوچک در کلماتمان، میتوانیم به جای ایجاد ترس، همکاری کودک را جلب کنیم.
منبع : بیتوتهبرای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

کودکان در مقایسه با بزرگسالان تجربه و توانایی کمتری برای درک و مدیریت موقعیتهای دشوار و استرسزا دارند. به همین دلیل زمانی که با یک حادثه ناگهانی یا رویدادی ترسناک مواجه میشوند، ممکن است واکنشهای عاطفی و رفتاری شدیدی نشان دهند. حوادثی مانند تصادف، بلایای طبیعی، بیماری یا مرگ یکی از نزدیکان، طلاق والدین، خشونت خانوادگی، یا حتی تجربه قلدری در مدرسه میتواند احساس امنیت کودک را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. در چنین شرایطی برخی کودکان دچار پدیدهای به نام «شوک هیجانی» میشوند؛ حالتی که در آن ذهن کودک در برابر فشار روانی شدید دچار سردرگمی، ترس و ناتوانی در پردازش طبیعی احساسات میشود.
خواب برای رشد جسمی، روانی و شناختی کودک نقشی اساسی دارد. کودکان در سالهای ابتدایی زندگی، بخش زیادی از ساعات شبانهروز را در خواب میگذرانند و این خواب باکیفیت است که موجب رشد مغزی، تقویت سیستم ایمنی، تنظیم احساسات و افزایش توان یادگیری میشود. اما هنگامی که کودک در محیطی قرار میگیرد که شرایط اضطرابی در آن وجود دارد، مانند صدای هشدارها، جابهجاییهای مکرر، محدودیتهای محیطی و تنشهای ناشی از شرایط جنگ، کیفیت خواب میتواند به شدت تحت تأثیر قرار گیرد. بسیاری از والدین در چنین شرایطی گزارش میکنند که کودک با بیخوابی، کابوس شبانه، بدخوابی یا بهانهگیری هنگام خواب مواجه میشود و گاه بازگرداندن او به روال طبیعی خواب دشوار میشود.
کودکانی که با بیماریهای مزمن یا بیماری زمینهای زندگی میکنند، نیازمند مراقبتی مداوم، دقیق و برنامهریزیشده هستند. این بیماریها، چه آسم و دیابت باشد، چه نقص ایمنی، بیماری قلبی، اختلالات عصبی یا نیاز به داروهای روزانه، زندگی خانواده را به یک ریتم حساس وابسته میکند. حال اگر این خانواده با شرایط جنگ روبهرو شود، فشار روانی، محدودیت منابع، جابهجاییهای احتمالی و تهدید امنیت میتواند مراقبت از این کودکان را چندین برابر دشوارتر کند.