نسل پساجنگ؛ چرا باید امید را دوباره به کودکان برگرداند؟

بازسازی واقعی، فقط به معنای ترمیم خیابان‌ها و زیرساخت‌ها نیست؛ بلکه به معنای بازگرداندن احساس امنیت، تعلق و امید به نسل آینده است. در این مسیر، خانواده‌ها نقش بنیادینی دارند. کودکان بیش از هر چیز، امید را از رفتار و گفتار بزرگ‌ترها می‌آموزند. اگر خانه به فضایی سرشار از اضطراب دائمی تبدیل شود، کودک نیز جهان را تاریک خواهد دید.

نسل پساجنگ؛ چرا باید امید را دوباره به کودکان برگرداند؟

به گزارش سرویس فرهنگی تابناک، در همه جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، نخستین چیزی که توجه دولت‌ها و سیاست‌گذاران را به خود جلب می‌کند، خرابی‌های عینی و قابل مشاهده است؛ ساختمان‌های فروریخته، جاده‌های ویران، زیرساخت‌های آسیب‌دیده و اقتصاد فرسوده. جهان معمولاً پس از هر بحران، با سرعت درباره بازسازی شهرها، احیای اقتصاد و ترمیم ساختارهای سیاسی سخن می‌گوید، اما در میان این هیاهو، قربانیانی وجود دارند که زخم‌هایشان دیده نمی‌شود؛ کودکانی که شاید بدنشان سالم مانده باشد، اما روانشان زیر آوار اضطراب، ناامنی و ترس دفن شده است. کودک، جهان را نه با تحلیل‌های سیاسی، بلکه با احساس امنیت می‌شناسد. او زمانی می‌تواند سالم رشد کند که باور داشته باشد آینده وجود دارد، فردا قابل اعتماد است و زندگی قرار نیست هر لحظه فروبپاشد. اما هنگامی که جامعه‌ای سال‌ها زیر سایه تهدید، جنگ روانی، تحریم، التهاب رسانه‌ای و احتمال درگیری نظامی زندگی می‌کند، نخستین چیزی که در ذهن کودکان فرسوده می‌شود، احساس امید است.

امید، یک مفهوم تجملی یا شاعرانه نیست؛ امید، یکی از بنیادی‌ترین نیازهای روانی انسان است. روان‌شناسان سال‌هاست تأکید می‌کنند که انسان بدون امید، توان برنامه‌ریزی، خلاقیت و حتی تاب‌آوری در برابر بحران را از دست می‌دهد. برای کودکان، امید نقشته باشد. سلامت روان کودکان نباید مسئله‌ای حاشیه‌ای تلقی شود؛ این مسئله، مستقیماً با آینده اجتماعی و انسانی کشور پیوند دارد. بزرگ‌ترین خطر برای یک ملت، فقط ویرانی فیزیکی نیست؛ بلکه لحظه‌ای است که کودکان آن ملت دیگر نتوانند آینده را تصور کنند. جامعه‌ای که رؤیاهای کودکانش خاموش شود، آرام‌آرام بخشی از توان ادامه دادن را از دست خواهد داد.

شاید مهم‌ترین وظیفه نسل امروز آن باشد که اجازه ندهد کودکان، جهان را فقط از دریچه ترس بشناسند. آنان حق دارند امید داشته باشند، حق دارند آینده را ممکن ببینند و حق دارند باور کنند که زندگی، باوجود همه بحران‌ها، هنوز ارزش ساختن دارد. این حق، نه یک خواسته عاطفی، بلکه بخشی از کرامت انسانی کودکان است؛ کرامتی که اگر از میان برود، هیچ بازسازی اقتصادی نمی‌تواند جای خالی آن را پر کند.

محمدمهدی سیدناصری؛ حقوقدان و پژوهشگر حقوق بین‌الملل کودکان

منبع: تابناک

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *