ما نه مثل کمپیم و نه مثل زندان!

به همراه مسئولان بهزیستی به بازدید دوکمپ ترک اعتیاد زنان و مردان در انتهای شهرک صنعتی محمود‌آباد و خیابان بسیج می‌رویم. پشت نیروگاه برق شهید‌منتظری، وارد خیابانی خاکی با ردیف کاج‌های بلند تفته در آفتاب می‌شویم و ناگهان، زمین بزرگی در برابرمان قد می‌کشد. روی تابلوی کوچک آستانه‌اش نوشته: «مرکز جامع درمان و بازتوانی اعتیاد؛ تی‌سی». مکان، محیطی ساکت و نیمه‌بیابانی شبیه پادگان‌هاست؛ یک زمین بزرگ آسفالت‌شده، چندین باغچه مربعی نیمه‌خشک و درخت‌کاری‌شده، چندین ساختمان، یک زمین هندبال و یک زمین کوچک فوتبال. اولین چیزی که به چشم می‌آید، تابلوی بهشت لئون است!

به همراه مسئولان بهزیستی به بازدید دوکمپ ترک اعتیاد زنان و مردان در انتهای شهرک صنعتی محمود‌آباد و خیابان بسیج می‌رویم. پشت نیروگاه برق شهید‌منتظری، وارد خیابانی خاکی با ردیف کاج‌های بلند تفته در آفتاب می‌شویم و ناگهان، زمین بزرگی در برابرمان قد می‌کشد. روی تابلوی کوچک آستانه‌اش نوشته: «مرکز جامع درمان و بازتوانی اعتیاد؛ تی‌سی». مکان، محیطی ساکت و نیمه‌بیابانی شبیه پادگان‌هاست؛ یک زمین بزرگ آسفالت‌شده، چندین باغچه مربعی نیمه‌خشک و درخت‌کاری‌شده، چندین ساختمان، یک زمین هندبال و یک زمین کوچک فوتبال. اولین چیزی که به چشم می‌آید، تابلوی بهشت لئون است!

اینجا، جایی است که به گفته «آغاز» مدیر  داخلی‌اش: «هر کی میاد با حرف اولِ اسمش واسش یه اسم مستعار درست می‌کنن که تا آخر عمر همراهشه؛ ما نه عین کمپیم و نه زندان!» اینجا، کمپ ترک اعتیاد مردان است و در مقایسه با کمپ زنان از نظر سرانه فضایی، نور، هوا، آزادی عمل و امکانات، بهشتی بی‌در و پیکر به حساب می‌آید. کمپ زنان، تنها باغچه‌ای مصفا به درختی پر بار از انجیر دارد و باقی، حوضی شکسته، سالنی بزرگ و کم‌نور، آشپزخانه و معتادان دبیرستانی است که از خانواده طرد شده‌اند و اینجا، پناه آخرشان است! تنها یک چیز زنان و مردان کمپ را به هم پیوند می‌دهد: امید به رهایی، از پس ناامیدی‌های باز آینده….
دود و غبار تابستانی چشم آسمان را می‌سوزاند. ساعت هشت و پانزده دقیقه صبح شنبه، پنجم تیرماه است. دو دسته خبرنگاریم، اکثریتِ خانم و اقلیت آقا، با یک عکاس. ایستاده‌ایم میان کمپ تی سی ظل آفتاب تیرماه. درخت‌های انار و رز و توت و سرو، باغچه‌های پوشیده از علف هرز کمپ را سبز کرده. المان آهنی بزرگ رنگ‌رفته‌ای در میان میدانچه حیاط کار شده و پای آن نوشته: میدان پاک‌اندیشان! از در و دیوار، شعارهای اخلاقی می‌ریزد. یکی مثلا اینکه عاقبت معصیت حسرت است! یک زمین هندبال با توری کهنه و یک زمین فوتبال با دو دروازه آهنی لاغر و سفید زیر آفتاب عرق می‌ریزند. به سالنی که شاید مال اجتماعات است وارد می‌شویم. یک آکواریوم پر از خالی، چند دسته کتاب مرتبط با اعتیاد در استندهای آهنی و صندلی‌های سرخ پلاستیکی انتظار برگزاری نشستی خبری را می‌کشند. نشستی که در میانه‌های آن با همکاران درباره بریدن ترمز ون و مردن شوخی می‌کنیم! امروز، روز جهانی مبارزه با مواد مخدر است و ما در توری خبری گرفتار آمده‌ایم!

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *