مادرانِ تا همیشه!

پَر چادرش را سفت می‌گیرد و می‌گوید: «20 سال گذشت؛ با همه سختی‌هایی که به خاطر پسرش توان صحبت کردن از آن را ندارد؛ به‌ویژه از ده‌سالگی که همسرش سکته کرده و او را با یک فرزند معلول تنها گذاشته است.»

روایت‌هایی از سختی‌های مادران دارای فرزند معلول

پَر چادرش را سفت می‌گیرد و می‌گوید: «20 سال گذشت؛ با همه سختی‌هایی که به خاطر پسرش توان صحبت کردن از آن را ندارد؛ به‌ویژه از ده‌سالگی که همسرش سکته کرده و او را با یک فرزند معلول تنها گذاشته است.»

مادرانِ تا همیشه!

به گزارش اصفهان زیبا؛ پَر چادرش را سفت می‌گیرد و می‌گوید: «20 سال گذشت؛ با همه سختی‌هایی که به خاطر پسرش توان صحبت کردن از آن را ندارد؛ به‌ویژه از ده‌سالگی که همسرش سکته کرده و او را با یک فرزند معلول تنها گذاشته است.» فاطمه که این روزها 45 سالگی‌اش را طی می‌کند، از رنج‌ها و دردهایی می‌گوید که از وقتی پسرش به دنیا آمد، به‌ناچار آن‌ها را تحمل کرده و از طعنه‌ها و کنایه‌هایی که از دوست و آشنا و حتی غریبه‌ها شنیده است: «20 سال پیش، برای اولین بار طعم مادری را چشیدم؛ طعمی که شاید در آن سن و سال، البته برایم خیلی خوشایند نبود. هنوز چند روزی از تولد او نگذشته بود که متوجه شدم، او دارای معلولیت ذهنی است؛ معلولیتی که می‌گفتند به خاطر ازدواج من با پسرعمویم رخ داده است.»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *