تجربه و تاریخ دولتهای دوم طی سالهای اخیر ناخوشایند بوده است. دولتهایی که تلاش کردهاند مطالبات برزمین مانده شهروندان را پاسخ بدهند ولی متراکم شدن مشکلات قدیم و جدید در حوزههای اقتصادی و اجتماعی عملا آنان را با سختیهای جدیدی روبهرو ساخته است. به گواه سالهای گذشته، نهتنها در دولتهای دوم معضلات قدیم مرتفع نشده، بلکه شاهد تبدیل شدن آنها به بحران هستیم. دولت دوم حسن روحانی نیز از این قاعده نانوشته مستثنا نبوده است؛ دولتی که با تحریمهای ظالمانه و خروج آمریکا از برجام روبهرو شد. ارزش پول ملی بیش از 40درصد طی یک سال اخیر کاهش یافت. شاهد نوسانهای پیدرپی در بازارهای ارز و طلا بوده و هستیم و با وجودی که رئیس بانک مرکزی، وزیر اقتصاد و رئیس سازمان برنامهوبودجه و رئیس دولت از گشایشهای اقتصادی در روزها و هفتههای آینده خبر میدهند در عرصه عمل نهتنها بهبودی حاصل نمیشود بلکه با اقتصادی کم ثبات و بازار آشفته روبهرو شدهایم.
طی یک سال اخیر، قیمت کالاهای اساسی افزایش یافت، براساس تورم موجود و با توجه به اعلام نظر اقتصاددانان خط فقر به مبلغ بیش از 7 میلیون در شهرستانها و 9 میلیون تومان در تهران رسیده است. صد البته بخشی از این دشواریهای جدید با شیوع ویروس کرونا افزایش یافته است. بااینحال میتوان به این امر قائل بود که کارنامه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دولت نخست روحانی به مراتب از نتایج مشاهده شده در دولت دوم او قابل دفاعتر است. معضلات امروز دولت در چارچوب کلانتری میبایست مورد بازخوانی قرار گیرد، خوانشی که میتوان آن را به دولتهای دوم سالهای اخیر نیز تعمیم داد. شیوه سیاستورزی کسانی که سودای کسب کرسی ریاست جمهوری را در سر میپرورانند، اینگونه است که پسازآنکه به قدرت میرسند، وزیر و سفیر انتخاب میکنند و سایر کرسیها را براساس دوستی و هم حزبی بودن تقسیم مینمایند و بعد از تقسیم کرسیهای قدرت یادشان میافتد برای دولت خودشان مبانی نظری و گفتمانی دستوپا کنند، در واقع سرنا را از سر گشاد آن مینوازند.
