عنایت ویژه آیت‌الله ناصری به بقعه آقا محمد بیدآبادی

«می‌خواهم تنها باشم»؛ آقا این را گفت و از من خواست اتاق بقعه را ترک کنم. فهمیدم که می‌خواهند خلوت کنند. برای همین دیگر چون و چرا نکردم و علت نپرسیدم.

«می‌خواهم تنها باشم»؛ آقا این را گفت و از من خواست اتاق بقعه را ترک کنم. فهمیدم که می‌خواهند خلوت کنند. برای همین دیگر چون و چرا نکردم و علت نپرسیدم.

عنایت ویژه آیت‌الله ناصری به بقعه آقا محمد بیدآبادی

به گزارش اصفهان زیبا؛ «می‌خواهم تنها باشم»؛ آقا این را گفت و از من خواست اتاق بقعه را ترک کنم. فهمیدم که می‌خواهند خلوت کنند. برای همین دیگر چون و چرا نکردم و علت نپرسیدم.
دیدم سجاده‌شان را کنار قبر «آقا محمد بیدآبادی» پهن کردند و نشستند. سرشان پایین بود و دست به قبر، لب‌ها می‌جنبید. ذکر بود که سرازیر می‌شد. چه ذکری؟ نمی‌دانم. می‌پرسیدم هم به من نمی‌گفتند. من که تا همین جا هم همراه خاص استاد شده بودم. شب جمعه بود و قبرستان، خلوت و تاریک.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *