یک هفتهای طول کشید تا بتوانیم قرار مصاحبه را برای ساعت 9 صبح روز شنبه 19 مهر در دفتر مجمع نمایندگان اصفهان هماهنگ کنیم. به دفتر مجمع رسیدیم و به داخل آپارتمانی نسبتا نوساز هدایت شدیم. تمام اسباب و وسایل داخل آپارتمان خلاصه میشد در یک فرش با رنگ نوستالژیک قرمز لاکی، یک دست مبل قهوهای رنگ نسبتا قدیمی و یک میز غذاخوری. روی میز عبایی قهوهایرنگ و منظم تاخورده و عمامهای سفید به چشم میخورد. بعد از چند دقیقهای که به انتظار نشسته بودیم، صدایی شنیده شد و از پسر جوانی که در اتاق حضور داشت خواست عبا و عمامه را با خود ببرد. احمد سالک حالا با همان چهرهای که سالهاست از او به خاطر داریم و البته با چینوچروکهای بیشتر از سالهای قبل که او را از نزدیک دیده بودیم، روبهرویمان مینشیند و با لحنی باطمأنینه از خاطرات قبل و بعد از انقلاب برایمان میگوید؛ از روزگاری که در کوچهپسکوچههای اصفهان به دنبال سرنگونی رژیم شاه بود تا امروز که برخلاف ظاهر آرامش، منتقدی ناآرام و صریح برای غیر همفکرانش محسوب میشود.
ازجمله مسئولیتهای او از ابتدای پیروزی انقلاب تاکنون میتوان به مسئول کمیته دفاع شهری اصفهان در سال ۱۳۵۷، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اصفهان در سال ۱۳۵۸، فرمانده بسیج مستضعفین کل کشور در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۶۰، فرمانده کمیته انقلاب اسلامی کشور از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۶، نماینده ولیفقیه در سازمان حفاظتواطلاعات کل سپاه از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۵، پنج دوره نمایندگی مردم اصفهان در مجلس شورای اسلامی و… اشاره کرد.گفتوگوی ما حدود دو ساعت طول کشید. موقع خداحافظی وقتی از او تشکر کردیم و با خنده پرسیدیم: «حاج آقا خسته شدید؟» گفت: «اصلا برایم خستهکننده نبود. سؤالات شما من را به یاد گذشتهها انداخت و خاطرات فراوانی برایم زنده شد، به بعضی از روایتهایی که اشاره کردم، سالها بود فکر نکرده بودم و این گفتوگو دوباره من را به سالهای جوانی برد.» احمد سالک کاشانی را در 75سالگی میتوان روحانی و سیاستمداری اصولگرا و البته کهنهکار نامید که به قول خودش سرشار از ناگفتهها و سخنهایی است که شاید هرگز نخواهد بر زبان بیاورد. مشروح گفتوگو را در اصفهانزیبا میخوانید.
