از پــلــههــای بــرقــی ایـستــگاه متروی دروازهدولت که بیایی پایین، باید به سمت آن فضای الشکلی بروی که به محوطه گِیــتهــا مــیرســد؛ جــایــی که بــرنـــامـــه «گرامیداشت بیماران آسیب نخاعی استان اصفهان» در هشتم خردادماه جاری، روزی بهیادماندنی را در خط یک متروی اصفهان رقم زد تا بدانی که «بین تو و صندلی چرخدار، یکلحظه فاصله است، این لحظه را “درنگ کن”.» پس لحظهای درنگ کردیم. خنکای یک شهر زیر شهر را به ریهها کشیدیم و گوش به سایش فلز بر فلز سپردیم که میگفت: «ایستگاه امامحسین(ع).» بله! اینجا ایستگاه امامحسین(ع)، در خط یک مترو، زیر میدان تاریخی دروازهدولت و ابتدای خیابان سپه است.
مسافران محترم در حال ورود و خروج و نیروهای آنکادرکرده مترو، آماده خدمتگزاری به همه همشهریان اصــفــهــانــی هســتنــد؛ بــهویــژه دوســتــان آسیبنخاعی و همه همشهریان دیگری که دچار ناتوانی یا کمتوانی جسمی و ذهنی هستند. مدیران ارشد شهری از سازمانها و نهادهای گوناگون نیز گرد هم جمع شده بودند تا از فعالیت و تلاشهایشان بهمنظور زیست پذیر کردن اصفهان برای همه اقشار جامعه صحبت کنند.
بیماران آسیبنخاعی، خانمها و آقایانِ محترم پیر و جوان بر ویلچرهایشان از راه میرسند. عکاسها و فیلمبردارها چلیک و چلیک مشغول عکسبرداری و فیلمبرداری هستند. موسیقی پخش میشود و صدای علیرضا افتخاری در شهر ترانه و گل طنین میاندازد. عزیزان ویلچرنشین پلاکاردهای جالبی بر سینه دارند که بر آنها جملههایی انرژیبخش نوشته شده است؛ جملههایی که به مخاطبان خود میگویند: «لبخند بزن، مصممتر میشوم.»، «شهروند بافرهنگ، دوستت دارم.»، «من، نماد امیدم.»، «من، صبر آشکارم.»، «روی ویلچر هم میتوان عاشق شد.» مسافران آینده و رونده میایستند به تماشا. صدای همهمه مسافران و آهنگی که پخش میشود با صدای اپراتور مترو درهم میآمیزد تا ما را به سفری دورودراز در شهری زیر شهر ببرد. جمع جالبی است. ویلچرنشینها دورهم جمع شده و گفتوگو میکنند. افتخاری از هشتبهشت دلنواز و مهد هنرها و چشمه فرهنگ میخواند.
