از فیلم بیستویک ثانیهای جشن تولد فاطمه شریفی تا روزی که خبرِ شهادتش آمد
فیلم را توی گوشی باز میکنم! صدای مملو از خوشحالی بچهها توی هم پیچیده است…! «ده»، «نه»، «هشت»، «هفت»….، به «یک» که میرسند، یکی آن دور و بر، توی آن شلوغی میزند سرشانه فاطمه و یادش میآورد که: «آرزو، آروز، آرزو کن فاطمه…» و به اندازه یک چشم برهم زدن، فاطمه آرزوهایش را توی دلش ردیف و شمع تولد سیزده سالگیاش را فوت میکند.
به گزارش اصفهان زیبا؛ فیلم را توی گوشی باز میکنم! صدای مملو از خوشحالی بچهها توی هم پیچیده است…! «ده»، «نه»، «هشت»، «هفت»….، به «یک» که میرسند، یکی آن دور و بر، توی آن شلوغی میزند سرشانه فاطمه و یادش میآورد که: «آرزو، آروز، آرزو کن فاطمه…» و به اندازه یک چشم برهم زدن، فاطمه آرزوهایش را توی دلش ردیف و شمع تولد سیزده سالگیاش را فوت میکند.
