گفتوگو با حاج ابوالقاسم نصر آزادانی، همسر، پدر، پدرشوهر و پدربزرگ شهیدان خانواده نصر آزادانی
باید میرفتند؛ درست مثل بیست شبِ پیش از آن. باید میرسیدند به وعدهگاه عاشقان؛ به همان موکب فلکه جهاد که هر شب، چراغ دلشان آنجا روشن میشد.
به گزارش اصفهان زیبا؛ باید میرفتند؛ درست مثل بیست شبِ پیش از آن. باید میرسیدند به وعدهگاه عاشقان؛ به همان موکب فلکه جهاد که هر شب، چراغ دلشان آنجا روشن میشد. حاج ابوالقاسم و همسرش، افطار را خورده و نخورده راه افتادند؛ با همان شوق همیشگی، با همان قرارهای ساده و صمیمی. آن شب اما حضورشان طولانیتر شد. انگار دلشان نمیآمد دل بکنند. شب عید فطر بود؛ شبی که همیشه بوی آغازی تازه میدهد.
