زندگی کارگران در سایه قراردادهای موقت
تلاش می کنند ، عرق میریزند اما باز در پس هزینهها میمانند . کارگرانی که از ترس بیکاری و بدنامی سکوت می کنند تا حقوقی که حتی کفاف زندگی را نمی دهد از دست ندهند .از بیان مشکلات کارگران فصلی که هر روز آفتاب نزده از خواب برمیخیزند و تمام امیدشان این است که به سرکار بروند و نمیدانند چند روز در ماه کار میکنند تا بتوانند امرار معاش کنند بگذریم ، می رسیم به کارگرانی که سالهای سال در کارگاه یا کارخانه ای مشغول بهکار هستند، اما از کمترین امنیت شغلی برخوردار نیستند، کارگرانی که حقوق کافی نمی گیرند، قراردادی امضا نمی کنند و تبصره قانونشان کلام کارفرما است . نتیجه اعتراض ، اخراج است .کارشان را از دست میدهند و باز هم بیکاری و جستوجو برای کار جدید آغاز می شود .
