ویا همین دیروز بود که زایندهرود خروشان جاری بود و صدای خندههای مردان، زنان و کودکان اصفهانی در کنار آن شنیده میشد. چه صفایی داشتیم… قایقهایی که بهسان قو روی رودخانه این سو و آن سو میرفتند، دستفروشی که کنار رود بلال می فروخت، آنسوتر بساط کاهو و سکنجبین برپا بود و سویی دیگر لبوهای داغ و قرمز و باقلاهای گرم و تازه … یکی دوربین به دست داشت و خندهها را ثبت میکرد، دیگری بر بوم نقاشی خود صفای زایندهرود را میکشید و البته که در این میان برای شنیدن آوازهای سنتی نیازی به گوشتیزکردن نبود، آنچه بود عیان بود، درست مانند زلالی رودخانه و همگی اینها وقتی بودند که زایندهرود هم بود.
در این گزارش علیاصغر شاهزیدی، هنرمند پیشکسوت آواز اصفهان و حسین تحویلیان، عضو هیئت مؤسس انجمن هنرمندان نقاش، از تأثیرات زایندهرود و فقدان آن بر نوع دیدگاه هنرمندان دو رشته آواز و نقاشی و بازتاب آن در هنرشان سخن گفتهاند.
