رفت تا دیگران بمانند!

در محله باطان زینبیه، بعضی کوچه‌ها فقط مسیر عبور آدم‌ها نیستند؛ گاهی خودشان بخشی از یک خاطره‌اند. کوچه ابوریحان، کوچه ۱۱ و بن‌بست ۳۱، امروز نام مردی را بر خود دارند که روزگاری از همین حوالی گذشته، در همین محله بزرگ شده و میان مردم زندگی کرده است.

گفت‌و‌گو با سهراب کیانی، رزمنده و پدر شهید مهدی کیانی

در محله باطان زینبیه، بعضی کوچه‌ها فقط مسیر عبور آدم‌ها نیستند؛ گاهی خودشان بخشی از یک خاطره‌اند. کوچه ابوریحان، کوچه ۱۱ و بن‌بست ۳۱، امروز نام مردی را بر خود دارند که روزگاری از همین حوالی گذشته، در همین محله بزرگ شده و میان مردم زندگی کرده است.

رفت تا دیگران بمانند!

به گزارش اصفهان زیبا؛ در محله باطان زینبیه، بعضی کوچه‌ها فقط مسیر عبور آدم‌ها نیستند؛ گاهی خودشان بخشی از یک خاطره‌اند. کوچه ابوریحان، کوچه ۱۱ و بن‌بست ۳۱، امروز نام مردی را بر خود دارند که روزگاری از همین حوالی گذشته، در همین محله بزرگ شده و میان مردم زندگی کرده است؛ شهید مهدی کیانی.مهدی تنها پسر خانواده بود؛ ششمین فرزند خانواده‌ای که پیش از آمدن او، چند دختر داشت. پدرش سهراب کیانی، رزمنده سال‌های دفاع مقدس، هنوز لحظه‌های تولد فرزندش را به یاد دارد؛ پسری که بعدها نه فقط فرزند او، بلکه به گفته خودش، «راهنمای زندگی‌اش» شد.
حاج سهراب امروز با گذشت سال‌ها از شهادت پسرش، هنوز از مهدی با همان محبت پدرانه سخن می‌گوید؛ از جوانی که در کنار تحصیل و کار، اهل مسجد و بسیج بود، به دیگران کمک می‌کرد، در فوتبال ذوب‌آهن بازی می‌کرد و در لحظه‌ای که جان ده‌ها نفر در خطر بود، ماند تا دیگران نجات پیدا کنند. داستان مهدی، روایت پسری است که در شب عاشورا، میان ماندن و رفتن، ماندن را انتخاب کرد؛ انتخابی که سرانجام او را به شهادت رساند.
در ادامه، روایت سهراب کیانی، پدر شهید مهدی کیانی، از زندگی، اخلاق، شهادت و خاطرات پسرش را می‌خوانیم.

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *