دیر آمدی

سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمی‌دانستند. وقتی عزیز همان‌طور بی‌قرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بی‌رمق پرسید: «عروس، چرا بی‌من پسرم رو خاک کردن؟»

سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمی‌دانستند. وقتی عزیز همان‌طور بی‌قرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بی‌رمق پرسید: «عروس، چرا بی‌من پسرم رو خاک کردن؟»

دیر آمدی

به گزارش اصفهان زیبا؛ سنگش را هم ثریا انتخاب کرده بود. توخالی بودن قبر را جز ثریا و پدرش نمی‌دانستند. وقتی عزیز همان‌طور بی‌قرار خودش را انداخت روی عکس اصغر، بی‌رمق پرسید: «عروس، چرا بی‌من پسرم رو خاک کردن؟»

منبع  : اصفهان زیبا

برای مشاهده کامل مطلب کلیک کنید

اشتراک‌گذاری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *